ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٣٤ - مجلس چهل و پنجم، در شب و روز جمعه و فضل جماعت
غسل جمعه را ترك مىكند ناتوانترى و فرموده است هر كس غسل جمعه كند، از آن جمعه تا جمعه بعد در طهارت معنوى است.[١] امام باقر ٧ فرموده است، هر كس موى سبيل خود را روز جمعه كوتاه كند و ناخن بگيرد و هنگامى كه آن كار را انجام مىدهد بگويد «بنام خدا و براى خدا و بر سنت محمد و آل محمد» هيچ خراشه ناخنى و هيچ تار مويى فرو نمىريزد مگر اينكه خداوند پاداش آزاد كردن يك برده براى او مىنويسد و بيمار نمىشود مگر به بيمارى مرگ (پيش از مرگ گرفتار بيمارىهاى مكرر و ممتد نمىشود.)[٢] پيامبر ٦ فرمودهاند: نماز جماعت بيست و پنج درجه از نماز فرد برتر است.[٣] امام باقر فرموده است، سه چيز موجب كفاره گناهان است: وضو گرفتن در سحرهاى سرد، رفتن شب و روز به نماز جماعت و مواظبت بر نماز جماعت.[٤] پيامبر ٦ به عثمان بن مظعون[٥] چنين فرمودند: اى عثمان! هر كس نماز صبح را با جماعت بگزارد و سپس بنشيند و تا هنگام طلوع خورشيد به ذكر و ياد خدا مشغول شود، براى او در بهشت هفتاد درجه است و فاصله ميان هر دو درجه به اندازه مسافتى است كه اسب گزيده با شتاب و تاخت در هفتاد سال بپيمايد. و هر كس ظهر را با جماعت بگزارد براى او در بهشت عدن پنجاه درجه است كه فاصله ميان هر درجه به اندازه مسافتى است كه اسب گزيده تيز رو در پنجاه سال طى كند و هر كس نماز عصر را با جماعت بگزارد، براى او پاداشى معادل آزاد كردن هشت تن از فرزندان اسماعيل ٧ است كه داراى زن و فرزند و سرپرست خانواده باشند. و هر كس نماز مغرب را در جماعت بگزارد براى او پاداشى معادل حج و عمره پذيرفته شده است و هر كس نماز عشا را با جماعت بگزارد، براى او پاداشى همچون شبزندهدارى شب قدر است.
[١]. بحار الانوار، ص ٣٥٧، ج ٨٩، به نقل از شهيد ثانى آمده است. م.
[٢]. من لا يحضره الفقيه، ص ٣٠ و اصول كافى، ص ٤١٧، ج ٣، از قول حضرت صادق آمده است. در محجة البيضاء، ص ٣٢٣، ج ١، در اين مورد توضيحى هم آمده است. م.
[٣]. به صورتهاى مختلف در منابع اهل سنت هم آمده است. رك. به: اللؤلؤ و المرجان فيما اتفق عليه الشيخان، ص ١٢٨، ج ١. م.
[٤]. معانى الاخبار، ص ٣١٤ و خصال صدوق، ص ٤٢، ج ١ و محاسن برقى، ص ٤. م.
[٥]. از اصحاب و مهاجران بسيار محترم كه هر دو هجرت به حبشه را هم انجام داده و به سال دوم هجرت درگذشته است. رك. به: استيعاب، ص ٨٥، ج ٣، در حاشيه اصابه. م.