ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٢٩ - مجلس چهل و چهارم، در ذكر دعا براى حاجتهاى مؤمنان
بندهيى را دوست نداشته باشد دعاى او را سريع برمىآورد يا آنكه نوميدى در دل او مىاندازد. سپس به عابد فرمود: دعاى تو چيست؟ گفت: روزى گله گوسفندى همراه جوانى كه داراى زلف بود از كنار من گذشت. گفتم: اى جوان اين گله از كيست؟
گفت: از ابراهيم خليل الرحمن است. گفتم: پروردگارا اگر تو را در زمين خليلى است او را به من نشان بده. ابراهيم ٧ فرمود: دعايت برآورده شد كه من ابراهيم خليلم.
آن دو يك ديگر را در آغوش كشيدند و دست دادند و چون خداوند پيامبر خود محمد ٦ را مبعوث فرمود، سنت مصافحه (دست دادن) را مقرر فرمود.
روايت شده است كه على بن حسين سجاد ٧ سرور عابدان اين دعا را مىخواند:
پروردگارا! سوگند به جلال و عزت تو كه اگر از آن هنگام و آغاز روزگار كه سرشت مرا آفريدى تا جاودانگى ابدى تو در خدايى، تو را با تمام وجودم و در هر چشم بر هم زدنى به اندازه حمد و ستايش همه بندگان عبادت كنم، در اداى شكر پوشيدهترين نعمتى كه بر من ارزانى فرمودهاى ناتوانم و اگر همه معادن آهن جهان را با دندانهاى خويش ريز ريز بيرون آورم و با پلكهاى چشم خويش همه زمين را شخم زنم با وجود آن مرا به اندازه عذاب همه مردم معذب كنى و جسم و جان مرا در دوزخ افكنى و جهنم را از من انباشته كنى تا آنجا كه در آتش، كسى جز من معذب نباشد و جز من كس ديگرى آتشگيره دوزخ نباشد، در قبال عقوبتى كه مستوجب آن هستم بسيار اندك است.
شاعر چنين سروده است:
پروردگارا تو خود فرمودهاى مرا بخوانيد تا دعاى شما را برآورم و وعده تو راست است و در آن هيچ ترديد نيست، و اكنون من تو را فرا مىخوانم، بر من عفو عنايت كن كه مرا آرزويى جز عفو پسنديده تو نيست.
و گفته شده است:
پروردگارا تو جبار آسمان و شايسته به ستايشها و سپاسهايى، من به نادانى گناه كردم، از من درگذر كه عفو تو از بندگانت از تو دور نيست.
و گفته شده است:
پروردگارا چه بسيار گناهان را بر من پوشيده داشتى كه قبح آن گناهان از همه گناهان افزون بوده است. شگفت نيست كه تو از دير باز بخشنده بزرگوار و پوشاننده