ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٠٣ - مجلس چهلم، در آداب و امور پراكنده ديگر
به خود آمدند، به على ٧ فرمودند: شنيدى، گفت: آرى، پرسيدند: حفظ كردى؟ گفت:
آرى، فرمودند: اكنون بلال را فرا خوان و به او بياموز، على ٧ بلال را فرا خواند و به او آموخت.
هشام بن ابراهيم به امام على بن موسى الرضا ٧ از رنجورى و بىفرزندى خود شكايت كرد، به او دستور فرمود در خانهاش با صداى بلند اذان بگويد. هشام مىگويد:
چنين كردم و خداوند رنجورى مرا از ميان برد و فرزندان من بسيار شدند. پيامبر ٦ فرمودهاند: براى مؤذن در فاصله ميان اذان و اقامه، پاداش شهيدى است كه در راه خدا به خون خود طپيده باشد[١].
عبد اللَّه بن على مىگويد: كالايى از بصره به مصر بردم و چون به مصر رسيدم همچنان كه در يكى از خيابانها مىرفتم، پيرمردى بلند قامت و سخت سياه چرده را ديدم كه سرش اصلع و داراى موهاى سپيد بود و موهاى ريش او هم همگى سپيد بود.
دو قطيفه بر تن داشت، يكى سپيد و ديگرى سياه. پرسيدم: اين كيست؟ گفتند: بلال مؤذن و آزاد كرده رسول خداست، كاغذهاى خود را برداشتم و پيش او رفتم و سلام دادم و گفتم: اى شيخ سلام بر تو باد، گفت: سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو باد گفتم: خدايت رحمت كناد، از آنچه از رسول خدا شنيدهاى براى من بگو، گفت:
مگر مىدانى كه من كيستم؟ گفتم: تو بلال مؤذن رسول خدايى، بلال گريست و من هم گريستم آنچنان كه مردم كنار ما جمع شدند و ما همچنان مىگريستيم، سپس به من گفت: اى پسر تو از كجايى؟ گفتم: اهل عراقم، به به گفت و اندكى درنگ و سكوت كرد و پس از آن گفت: اى برادر عراقى بنويس: «بسم الله الرحمن الرحيم. از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: مؤذنان امناى مردم بر نماز و روزه و گوشت و خون ايشانند، چيزى از خداوند مسألت نمىكنند مگر اينكه به ايشان عطا مىفرمايد و در هيچ موردى شفاعت نمىكنند مگر آنكه پذيرفته مىشود.» گفتم: خدايت رحمت كناد، بيشتر بگو و بر دانش من بيفزاى، گفت بنويس:
«بسم الله الرحمن الرحيم، شنيدم رسول خدا مىفرمود هر كس چهل سال براى رضاى خدا اذان بگويد خدايش روز رستاخيز او را برمىانگيزد در حالى كه براى
[١]. همان كتاب و همان صفحات.