ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٦٥ - مجلس سى و ششم، در ذكر مناقب اصحاب ائمه
و در سوره حديد مىفرمايد: «و آنان كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند آنها به حقيقت راستگويانند و براى ايشان نزد خداوند اجر شهيدان است. پاداش اعمال و نور ايمانشان را درمىيابند.[١]» روايت شده است كه امير المؤمنين على ٧ روزى به نخلستانى كه در آن خرماهاى زرد بود در كوفه رفت و يارانش همراهش بودند. زير درخت خرمايى نشستند و دستور فرمود يكى از نخلها را تكان دادند و خرما از آن فرو ريخت و آن را برابر ايشان نهادند. رشيد هجرى گفت: اى امير مؤمنان! اين خرما چقدر معطر و خوب است. فرمود: اى رشيد! همانا كه تو بر چوب تنه اين درخت به دار آويخته مىشوى (دستها و پاهايت را بر آن ميخ مىكنند.) رشيد مىگويد: پس از آن من هر صبح و شام كنار آن درخت مىرفتم و آن را آب مىدادم، تا آنكه على ٧ شهيد شد و رحلت فرمود. گويد: روزى آمدم و ديدم تنه آن درخت را بريدهاند. گفتم مرگ من نزديك شده است. روزى ديگر كه كنار آن رفتم، كسى كه سرشناس ما بود پيش من آمد و گفت پيش امير بيا. رفتم، همين كه وارد قصر شدم، ديدم تنه آن درخت آنجا افتاده است. روز ديگرى كه آنجا رفتم، ديدم بر آن چوب چرخ چاهى قرار دادهاند.
رفتم و با پاى خود به آن كوبيدم و گفتم: به خدا سوگند دوست من به من دروغ نگفته است كه من براى تو و تو براى من پرورش يافتهايم. آنگاه مرا پيش عبيد الله بن زياد بردند. گفت: از دروغهاى امامت بگو. گفتم: به خدا سوگند من دروغ گو نيستم و به من خبر داده است كه تو دستها و پاها و زبان مرا مىبرى. گفت: به خدا سوگند هم اكنون دروغ او را ثابت مىكنيم، دست و پايش را قطع كنيد و او را بيرون ببريد.
چون رشيد را با آن حال پيش خانوادهاش برگرداندند، شروع به نقل امورى بزرگ كرد و مىگفت: اى مردم! از من بپرسيد كه ايشان را با من كار ديگرى است كه هنوز انجام ندادهاند. مردى خود را به ابن زياد رساند و گفت: اين چه كارى است كه انجام دادهاى؟ دست و پايش را بريدهاى و او براى مردم از امورى بزرگ سخن مىگويد.
گفت: او را برگردانيد و دستور داد هر دو دست و هر دو پايش را بريدند و زبانش را قطع كردند و سپس فرمان داد او را بر همان چوب مصلوب كردند.[٢]
[١]. آيات ٥٥، ٥٨، ١٠ و ١٩ سورههاى مذكور. در ترجمه آيات از ترجمه مرحوم الهى قمشهيى بهره گرفتهام. م.
[٢]. با ذكر سلسله اسناد در اختيار معرفة الرجال، شيخ طوسى، ص ٧٦، آمده است. م.