ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٦٠ - مجلس سى و پنجم، در بيان فضايل اصحاب رسول خدا (ر)
شنيدم پيامبر مىفرمود: هر گاه شمار فرزندان و فرزندزادگان ابو العاص به سى مرد برسد، دين خدا را بازيچه و بندگان خدا را بردگان خويش و مال خدا را وسيله دولت و توانگرى مىگيرند.[١] آنان ابو ذر را در حال فقر و گرسنگى و درماندگى و به سختى كشتند.
و روايت شده است كه ابو ذر در ربذه چندان تبعيد بود كه همان جا درگذشت و چون مرگش فرا رسيد به همسرش گفت: گوسپندى از گوسپندانت را بكش و آن را بپز و چون پخته شد، بر كنار راه بنشين. نخستين سواران (كاروانى) كه ديدى به ايشان بگو: اى بندگان صالح خداوند! اين پيكر ابو ذر صحابى پيامبر خداست كه در گذشت و به ديدار خداى خود شتافت. بر من براى تجهيز او كمك كنيد و دعوتش را بپذيريد، كه رسول خدا ٦ به من خبر داده است من در زمين غربت مىميرم و گروهى از صالحان امت آن حضرت عهدهدار غسل و كفن و دفن من مىشوند.
محمد بن علقمه مىگويد: همراه گروهى كه از جمله ايشان مالك اشتر و عبد اللَّه بن فضل تميمى و رفاعة بن شداد بجلى بودند براى گزاردن حج بيرون آمديم.
چون به ربذه رسيديم، ناگاه زنى را ديديم كه كنار راه نشسته است و مىگويد: اى بندگان مسلمان خدا! اين ابو ذر صحابى رسول خداست كه در غربت درگذشت و اينجا هيچ كس نيست كه مرا بر تجهيز او يارى كند. گويد به يك ديگر نگريستيم و نخست از اين سعادت كه بهره ما شد، سپاس خداوند كرديم و سپس از بزرگى مصيبت استرجاع (فتن إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) كرديم و همراه آن زن جسدش را براى غسل آماده ساختيم و در باره اينكه كداميك كفن او را از مال خود بپردازيم بر يك ديگر پيشى گرفتيم و گفتگو درگرفت و سرانجام قرار شد همگى آن را برابر بپردازيم. آنگاه او را شستيم و مالك اشتر را بر خويش مقدم داشتيم تا نماز گزارد و چون او را به خاك سپرديم، مالك اشتر كنار گورش ايستاد و چنين گفت: «پروردگارا! اين گور ابو ذر، صحابى پيامبر تو است كه همراه عبادتكنندگان تو را عبادت كرد و در راه تو با مشركان جهاد كرد. هيچ چيز را تغيير و تبديل نكرد و چون كار منكرى ديد آن را زشت شمرد و سرزنش كرد و با دل و زبان آن را ناپسند دانست، تا آنجا كه بر او ستم و تبعيد و محروم و تحقير شد و تنها و غريب درگذشت.
[١]. براى اطلاع از اين حديث در منابع اهل سنت به نهايه ابن اثير، ذيل مادههاى« خول» و« رحل»، ص ١٠٨، ج ٢، چاپ مصر، مراجعه فرماييد. م.