ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٥٧ - مجلس سى و پنجم، در بيان فضايل اصحاب رسول خدا (ر)
پس از ايمان به خدا و رسول هيچ چيز برتر از دوستى على بن ابى طالب و اقتداى به او نيست.
پيامبر ٦ فرمودهاند: بهشت به سلمان مشتاقتر و عاشقتر از سلمان به بهشت است.
امام باقر مىفرمايد: گروهى از مهاجران و انصار و جز ايشان پس از آن داستان به حضور على ٧ آمدند و به ايشان گفتند: به خدا سوگند كه تو امير مؤمنان و سزاوارتر مردم و نزديكترين ايشان به پيامبرى، دست خويش را دراز كن تا با تو بيعت كنيم و به خدا سوگند كه پيشاپيش تو جان فدا مىكنيم و مىميريم. على ٧ فرمود: اگر راست مىگوييد، فردا صبح در حالى كه سرهاى خود را تراشيده باشيد حاضر شويد. على ٧ و ابو ذر و سلمان و مقداد سرهاى خود را تراشيدند و كسى ديگر غير از ايشان سر خود را نتراشيد. آنان برگشتند، بار ديگرى هم پيش على ٧ آمدند و آن سخن را تكرار كردند و على ٧ همان گفتار را تكرار فرمود. باز هم جز همان سه نفر كسى سر نتراشيد. راوى مىگويد، گفتم: عمار از ايشان نبود؟ فرمود:
نه. گفتم: يعنى عمار از منافقان است؟ فرمود: نه، كه عمار همراه على ٧ جنگ كرده است.
امام صادق فرموده است: امير المؤمنين على ٧ به سلمان گفت؟ پيش فاطمه ٧ برو و بگو آيا چيزى از تحفههاى بهشت به من لطف نمىكنى؟ سلمان به حضور فاطمه ٧ رفت. پيش آن حضرت سه سبد قرار داشت و گفت: اى دختر رسول خدا! آيا تحفهيى به من لطف نمىكنى؟ فرمود: اين سه سبد را سه دوشيزه بهشتى آوردند.
چون نامهاى ايشان را پرسيدم، يكى از ايشان گفت: من سلمى نام دارم و از آن سلمانم.
ديگرى گفت: نام من ذره است و از آن ابوذرم، و سومى گفت: من مقدوده و از آن مقدادم. آنگاه زهرا ٧ مشتى از آن هديه بهشتى به من عنايت فرمود. از كنار هيچ گروهى عبور نكردم، مگر اينكه از بوى خوش آن همگى عطرآگين شدند.[١] امام موسى بن جعفر ٧ فرموده است: روز رستاخيز منادى ندا مىدهد:
حواريون محمد بن عبد اللَّه كه رسول خداست كجايند، آنانى كه پيمان خود را نشكستند
[١]. اين روايت در صفحه ٦ رجال كشى و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ٣٥٣، ج ٢٢، چاپ جديد، آمده است. م.