ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٥٦ - مجلس سى و پنجم، در بيان فضايل اصحاب رسول خدا (ر)
را ساكتى. سلمان گفت: آنچنان كه تو پنداشتهاى نيست، من شنيدم حبيبم رسول خدا به على فرمود: اى على! همانا مثل تو ميان امت من، مثل سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است كه هر كس آن را يك بار بخواند، يك سوم قرآن را خوانده است و هر كس دو بار بخواند، دو سوم قرآن را خوانده است و هر كس آن را سه بار بخواند، چنان است كه همه قرآن را ختم كرده باشد، و هر كس ترا به زبان خود دوست بدارد، يك سوم ايمانش كامل است. هر كس ترا به زبان و دل دوست بدارد، دو سوم ايمانش كامل است و هر كس ترا با زبان و دل دوست بدارد و با دست و عمل خويش ياريت دهد، تمام ايمانش كامل است. و پيامبر به على فرمودهاند: اى على! سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث فرموده است، اگر ساكنان و مردم زمين تو را چنان دوست بدارند كه ساكنان آسمانها دوست مىدارند، هيچ كس از ايشان به آتش عذاب نمىشود. و من در هر روز سه بار سوره اخلاص را مىخوانم. آن مرد از جا برخاست و چنان بود كه گويى سنگى در گلويش مانده است.[١] به امير المؤمنين على ٧ گفته شد: در باره اصحاب محمد ٦ براى ما سخن بگو. در باره ابو ذر بگو. فرمود: دانش آموخت و آن را انباشت و استوار و محكم بست. گفتند: از حذيفه بگو. فرمود: نامهاى منافقان را نيكو آموخت. گفتند: از عمار ياسر بگو. فرمود: مؤمنى بود كه پيكرش انباشته از ايمان بود، حافظهاش اندك بود و چون فرايادش مىآوردند، به خاطر مىآورد. گفتند: از ابن مسعود بگو. فرمود:
قرآن خواند و كنار آن منزل گزيد. گفتند: از سلمان بگو. فرمود: دانش اول و آخر را درك كرد و دريايى بيكران است كه آب آن را نتوان كشيد و او از ما اهل بيت است.
گفتند: اى امير مؤمنان! در باره خودت به ما بگو. فرمود: هر گاه مىپرسيدم، پاسخ آن به من داده مىشد و چون سكوت مىكردم باز دليرى مىكردم و مىپرسيدم.[٢] ابن عباس مىگويد: سلمان فارسى را كه خدايش رحمت كناد در خواب ديدم.
گفتم: اى سلمان! آيا تو خدمتكار و وابسته پيامبر نيستى؟ گفت: چرا و ديدم كه بر سرش تاجى از ياقوت است و بر تن او جامهها و زيورها. گفتم: اى سلمان! اين درجه بسيار پسنديدهيى است كه خداوندت ارزانى فرموده است: گفت: آرى. پرسيدم:
در بهشت پس از ايمان به خدا و رسولش كدام عمل برتر است؟ گفت: در بهشت
[١]. اين روايت در امالى صدوق و به نقل از آن در صفحات ٣١٨ و ٣١٩ جلد ٢٢ بحار الانوار، چاپ جديد آمده است. م.
[٢]. اين روايت در امالى صدوق و به نقل از آن در صفحات ٣١٨ و ٣١٩ جلد ٢٢ بحار الانوار، چاپ جديد آمده است. م.