ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٥٣ - مجلس سى و چهارم، در چگونگى اسلام ابو ذر (ر)
ابو طالب گفت. آيا گواهى مىدهى كه خدايى جز پروردگار يگانه نيست و محمد ٦ فرستاده اوست؟ گفتم آرى و شهادتين بر زبان آوردم. ابو طالب گفت: فردا همين ساعت پيش من بيا. فرداى آن روز ابو ذر آمد. حلقه آنان همچنان تشكيل شده بود و به پيامبر ٦ ناسزا و دشنام مىدادند. همچنان كه گرگ خبر داده بود، ابو ذر ميان آنان نشست تا ابو طالب آمد و چون او آشكار شد، آنان به يك ديگر گفتند بس كنيد كه عمويش آمد و آنان بس كردند. ابو طالب آمد و نشست و همچنان تنها كسى بود كه سخن مىگفت. چون او برخاست، من در پى او براه افتادم. به من نگريست و همان سخنان را تكرار كرد. من پاسخ و شهادتين دادم و ابو طالب مرا به خانهيى برد كه پسرش جعفر در آن نشسته بود. سلامش دادم و پاسخ داد و پرسيد: چه كار دارى؟ گفتم در جستجوى پيامبرى هستم كه ميان شما مبعوث شده است. پرسيد: با ايشان چه كار دارى؟ گفتم:
مىخواهم به او ايمان آورم و تصديقش كنم و هر فرمانى دهد مطيعش باشم. گفت: به شهادتين معتقدى؟ گفتم آرى و بر زبان آوردم. جعفر مرا به حجرهيى برد كه حمزة بن عبد المطلب در آن بود. چون وارد حجره شدم، سلامش دادم. پاسخ داد و پرسيد چه كار دارى؟ گفتم: در جستجوى پيامبرى هستم كه ميان شما مبعوث شده است. پرسيد:
با او چه كار دارى؟ همان پاسخ را دادم و پرسيد: به شهادتين معتقدى؟ گفتم آرى و بر زبان آوردم و او به حجرهيى مرا برد كه على ٧ در آن بود. همان گفتگوها تكرار شد و على ٧ مرا به حجرهيى برد كه رسول خدا ٦ در آن حجره بودند. پيامبر هم همان پرسش را فرمودند و پس از آنكه شهادتين بر زبان آوردم، فرمودند: من رسول خدايم. آنگاه گفتند: اى ابا ذر! اينك به سرزمين خود برگرد و خواهى ديد كه پسر عمويت درگذشته است. سهم ميراث خود را از مال او بگير و همان جا باش تا كار من آشكارا گردد. من به سرزمين خود برگشتم و دانستم كه پسر عمويم درگذشته و مرگ او همان هنگام بوده كه رسول خدا خبر داده است و مال بسيارى از او به جا مانده است. من اموال او را كه ميراث من بود گرفتم و در سرزمين خود ماندم و چون دعوت پيامبر ٦ آشكار شد به حضورش باز آمدم.[١]
[١]. اين روايت هم با ذكر سلسله اسناد و همراه با روايات متعدد ديگرى به نقل از امالى صدوق و كتابهاى ديگر از صفحه ٣٩٣ تا ٤٣٧ جلد ٢٢ بحار الانوار، چاپ جديد آمده است.
بيهقى هم در دلايل النبوه روايت مفصلى در صفحات ٢٩٤ تا ٢٩٧ ترجمه جلد اول آورده است كه به احتمال قوى از طبقات ابن سعد استفاده كرده است. رك. به: صفحه ١٦١ بخش اول جلد چهارم طبقات، چاپ بريل، ١٣٢١ قمرى. م.