ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٥١ - مجلس سى و سوم، در سبب اسلام سلمان فارسى (ر)
دوشهاى ايشان بود و چند تار مو بر آن رسته بود. من خود را روى پاهاى پيامبر انداختم و شروع به بوسيدن كردم. پيامبر فرمودند: پيش اين زن برو و به او بگو محمد بن عبد اللَّه مىگويد: اين برده خود را به ما بفروش. من رفتم و گفتم: اى بانوى من! محمد بن عبد اللَّه مىگويد مرا به او بفروشى. گفت: به او بگو كه ترا نمىفروشم، مگر در قبال چهار صد درخت خرما كه دويست عدد آن خرماى زرد و دويست عدد ديگر خرماى سرخ داشته باشد. من به حضور پيامبر برگشتم و گفتم. فرمودند: چه تقاضاى آسانى است. سپس خطاب به على ٧ فرمودند كه برخيز و تمام اين دانهها را جمع كن و خود آنها را گرفتند و كاشتند. آنگاه به على ٧ گفت اينها را آب بده و على چنان فرمود. همين كه آخرين دانه خرما را آب داد همگى رسته شد و به يك ديگر پيوسته گرديد. پيامبر به من فرمودند: پيش اين زن برو و به او بگو محمد بن عبد اللَّه ٦ مىگويد سهم خودت را بگير، چيزى هم به ما بده. من پيش او رفتم و اين پيام را گزاردم. بيرون آمد و چون درختان خرما را ديد گفت: به خدا سوگند من تو را نمىفروشم، مگر به چهار صد درخت خرما كه همه خرماى زرد باشد. جبريل ٧ فرود آمد و بال خود را بر درختان كشيد و همه از نوع خرماى زرد شد. پيامبر ٦ دوباره به من فرمودند: به او بگو چيزى هم به ما بده. من گفتم. آن زن گفت: به خدا سوگند كه يك اصله خرما از اين نخلستان در نظر من بهتر و دوست داشتنىتر از محمد ٦ و تو است. من هم گفتم: به خدا سوگند يك روز همراه محمد ٦ بودن براى من بهتر و دوست داشتنىتر از آن است كه با تو باشم و از تمام چيزهايى كه در اختيار تو است. رسول خدا مرا آزاد فرمودند و نام سلمان را بر من نهادند.
شيخ صدوق كه خدايش رحمت كناد مىگويد: نام اصلى سلمان، روزبه پسر خشنودان است و او وصى وصى عيسى ٧ بوده است كه آنچه را بر عهده اوست به معصومان بسپارد و او همان ابىّ ٧ است. برخى هم نقل كردهاند كه «ابى» همان ابو طالب است و حال آنكه در اين باره اشتباه شده است. زيرا از امير المؤمنين على ٧ در باره آخرين وصى عيسى ٧ پرسيدند و آن حضرت فرموده است: ابى است. مردم آن را تصحيف كرده و به صورت (ابى: يعنى پدرم) تلفظ كردهاند. به سلمان، برده هم گفته مىشده است، و حمد و نعمت از آن خداوند است.[١]
[١]. اين روايت با همين الفاظ و با ذكر سلسله سند در كمال الدين و تمام النعمه صدوق و به نقل آن به ضميمه روايات مفصل ديگرى از قصص الأنبياء و احتجاج و كتابهاى ديگر در صفحات ٣٥٥ تا ٣٩٢ جلد ٢٢ بحار الانوار، چاپ جديد، آمده است و براى اطلاع از نمونههاى آن در منابع اهل سنت مراجعه شود به ترجمه دلايل النبوه بيهقى، ج ١، چاپ مركز انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، ١٣٦١ شمسى. م.