ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤١٤ - مجلس بيست و نهم، درباره نرجس مادر امام قائم
و مادر شوهرت ابو محمد است. من به دامن فاطمه ٧ آويختم و گريستم و از اينكه ابو محمد به ديدار من نمىآيد شكوه كردم. فاطمه ٧ فرمود: پسرم ابو محمد تا هنگامى كه تو مشرك باشى به ديدار تو نمىآيد و نبايد بر آيين مسيحيان باشى و اين خواهرم مريم ٧ از آيين تو به پيشگاه خداوند بيزارى مىجويد. اكنون اگر خواهان رضايت خدا و مسيح و مريم هستى و طالب ديدار ابو محمدى بگو: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول اللَّه. چون اين دو گواهى را بر زبان آوردم، فاطمه ٧ مرا به سينه خود چسباند و مرا خوشدل فرمود و گفت: اكنون توقع آن را داشته باش كه ابو محمد به ديدار تو آيد و من او را پيش تو خواهم فرستاد. بيدار شدم و منتظر ديدار ابو محمد بودم. شب بعد او را در خواب ديدم و گويا چنين به او مىگفتم: كه اى حبيب من! پس از آنكه دل من سراپا از محبت تو آكنده شد به من بىمهرى فرمودى؟
گفت: تأخير و خوددارى من از ديدار تو فقط به سبب شرك تو بود و اكنون كه به راستى مسلمانشدهاى، همه شب در خواب پيش تو مىآيم، تا خداوند در بيدارى ما را به يك ديگر رساند و از آن زمان تاكنون هيچ شب ديدار خود را در خواب از من قطع نفرموده است.
بشر مىگويد: به او گفتم پس چگونه اسير شدى؟ گفت: در يكى از شبها در خواب، ابو محمد ٧ به من فرمود: به زودى در فلان روز پدر بزرگت لشكرهايى به جنگ مسلمانان مىفرستد و سپس خود از پى ايشان روان مىشود. تو هم به طور ناشناس و در لباس خدمتكاران همراه ديگر زنها از فلان راه به آنان بپيوند. من چنان كردم و ناگاه پيشتازان مسلمانان بر ما تاختند و من هم اسير شدم. بدون اينكه كسى تاكنون متوجه شده باشد كه من نوه قيصر روم هستم. به تو هم اكنون خودم اين موضوع را گفتم. كسى كه من در سهم او قرار گرفتم چون از نام من پرسيد نام خويش را از او پنهان داشتم و گفتم نامم نرگس است. گفت: آرى، اين نام از نامهاى كنيزان است.
من گفتم: عجيب است كه تو رومى هستى و اين چنين عربى سخن مىگويى. گفت:
آرى، پدر بزرگم از شدت كوششى كه در راه آموختن فرهنگ و ادب به من داشت به يكى از بانوان كه مترجم بود دستور داد صبح و شام پيش من آيد و به من عربى بياموزد و چنان شد كه زبان من به آن زبان اين چنين گويا شد.
بشر مىگويد: چون او را به سامرا و حضور مولاى خود امام ابو الحسن هادى بردم، آن حضرت به او گفت: عزت مسلمانى و اسلام و خوارى و زبونى مسيحيت