ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٨١ - مجلس بيست و پنجم، در امامت و مناقب ابو الحسن على بن موسى الرضا
شيخ مفيد ابو عبد الله محمد كه خدايش رحمت كناد[١] در كتاب ارشاد چنين مىگويد:
على بن موسى ٧ در خلوت مأمون را بسيار اندرز مىداد و از خداى عز و جل بيم مىداد و كارهاى خلافى را كه انجام مىداد تقبيح مىكرد و زشت مىشمرد.
مأمون در ظاهر از او مىپذيرفت و در باطن از اين موضوع ناراحت بود و وجود آن حضرت را بر خود گران و سنگين احساس مىكرد. روزى امام رضا ٧ پيش مأمون آمد و ديد مشغول وضو گرفتن است و براى وضو غلامش آب بر دستش مى- ريزد. فرمود: اى امير مؤمنان! «در عبادت و پرستش خداى خود هيچ كس را شريك و انباز مگردان»[٢]. مأمون آن غلام را مرخص كرد و بقيه وضوى خود را شخصا انجام داد و اين هم موجب بيشتر شدن خشم و دلگيرى او شد.
امام رضا ٧ هر گاه از فضل و حسن پسران سهل سخن به ميان مىآمد، بر آنان نزد مأمون خرده مىگرفت و بديهاى آن دو را به مأمون تذكر مىداد و او را از گوش دادن به سخنان ايشان باز مىداشت. آن دو متوجه اين موضوع شدند و بر ضد امام رضا پيش مأمون سخنانى مىگفتند كه او را از آن حضرت دور كنند و مأمون را بيم مىدادند كه مردم متوجه على بن موسى هستند و اين كار را چندان ادامه دادند كه انديشه مأمون را در مورد آن حضرت دگرگون كردند و تصميم به قتل ايشان گرفت.
روزى على بن موسى الرضا ٧ با مأمون غذايى خورد و بيمار شد و مأمون هم تظاهر به بيمارى كرد.
محمد بن على بن حمزه از منصور بن بشير از برادرش عبد الله بن بشير نقل مىكند كه مىگفته است: مأمون به من گفت ناخنهايت را مگير و بگذار بلند شود و بر اين موضوع هيچ كس را آگاه مكن. چنان كردم پس از مدتى مرا خواست و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت: اين را به تمام انگشتان و ناخنهاى خود بمال چنان كردم. آنگاه مرا به حال خود گذاشت و پيش امام رضا ٧ رفت و گفت: حال شما چگونه است؟ فرمود: اميدوارم خوب باشم. مأمون گفت: من هم امروز
[١]. اين نخستين بار است كه فتال منبع نقل قول خود را بيان مىكند. م.
[٢]. بخشى از آيه ١١٠ سوره هيجدهم( كهف) است. م.