ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٧٦ - مجلس بيست و پنجم، در امامت و مناقب ابو الحسن على بن موسى الرضا
پراكنده شدند و به هر كس كه اشاره فرمود دوان دوان پى كار خويش رفت.[١] از امام رضا ٧ در باره ذو الفقار كه شمشير رسول خداست پرسيدند كه از كجاست؟ فرمود: شمشيرى است كه جبريل آن را از آسمان آورده است، و با نقره آراسته بود و پيش من است.
ياسر مىگويد: چون امام رضا ٧ ولايتعهدى را به زور پذيرفت، ديدم كه دست بر آسمان افراشت و شنيدم كه چنين مىگويد: پروردگارا! تو خود مىدانى كه من مجبور و درماندهام. خدايا! مرا بر اين كار مگير، همچنان كه بنده و پيامبر خود يوسف ٧ را چون وليعهد مصر شد مؤاخذه نفرمودى.[٢] ابراهيم بن عباس مىگويد: هرگز نديدم كه از امام رضا ٧ چيزى پرسيده شود و او نداند و از او داناتر نديدهام و از هر چيز تا روزگار خويش بسيار آگاه بود و مأمون با پرسيدن هر چيز او را مىآزمود و او پاسخ مىداد و بيشترين گفتار او و پاسخهايى كه مىداد، تمثيل به آيات قرآنى بود و معمولا هر سه روز يك دور قرآن تلاوت مىكرد و مىفرمود: اگر بخواهم مىتوانم قرآن را در كمتر از سه روز دور كنم، ولى به هيچ آيهيى نمىرسم مگر اينكه در بارهاش مىانديشم كه در چه موضوعى و هنگامى نازل شده است و به اين جهت هر سه روز يك بار آن را تمام مىكنم. گفته شده است مأمون به منبر رفت كه با على بن موسى الرضا بيعت شود و گفت: اى مردم! بيعت كردن با على بن موسى الرضا فرا رسيد و او على پسر موسى پسر جعفر پسر محمد پسر على پسر حسين پسر على است كه درودهاى خداوند بر همهشان باد و به خدا سوگند اگر اين نامها بر كر و لال خوانده شود ممكن است به فرمان خداوند متعال همگى شفا يابند.[٣]
[١]. اين موضوع در عيون اخبار الرضا، ص ١٦٣، ج ٢، و ارشاد مفيد، آمده است. براى اطلاع بيشتر در مورد اين دسيسه مأمون به الفخرى ابن طقطقى، ص ٣٠٢، ترجمه آن به قلم دانشمند گرامى آقاى محمد وحيد گلپايگانى و به تاريخ گزيده حمد اللَّه مستوفى، چاپ آقاى دكتر عبد الحسين نوايى، مراجعه فرماييد. م.
[٢]. اين روايت به نقل از امالى صدوق در بحار، ص ١٣٠، ج ٤٩، آمده است. م.
[٣]. در عيون اخبار الرضا، ص ١٤٧، ج ٢، و به نقل از بحار الانوار، ص ١٣٠، ج ٤٩، چاپ جديد، در امالى صدوق هم آمده است. م.