ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٦٨ - مجلس بيست و پنجم، در امامت و مناقب ابو الحسن على بن موسى الرضا
نمىدارى، وليعهد من باش تا خلافت پس از من از تو باشد. امام رضا ٧ فرمود: به خدا سوگند پدرم از قول نياكانش از امير المؤمنين على ٧ از پيامبر ٦ براى من حديث كرد كه من پيش از تو از اين جهان در حالى كه با زهر مسموم و كشته مىشوم و مظلوم خواهم بود مىروم و فرشتگان آسمان و زمين بر من خواهند گريست و در سرزمين غربت كنار هارون الرشيد به خاك سپرده خواهم شد. مأمون گريست و گفت:
اى پسر رسول خدا! چه كسى مىتواند تا من زنده باشم شما را بكشد يا قدرت بد كردن نسبت به شما داشته باشد؟ فرمود: همانا اگر بخواهم بگويم، مىگويم چه كسى مرا خواهد كشت. مأمون گفت: اى پسر رسول خدا! با اين گفتار خود مى- خواهى بار را از دوش خود بردارى و خلافت را نپذيرى و ولايتعهدى را قبول نكنى كه مردم بگويند در دنيا پارسايى. امام رضا ٧ فرمود: به خدا سوگند، از وقتى كه خدايم آفريده است هيچ دروغ نگفتهام و من براى خاطر دنيا در دنيا پارسايى نمىكنم. وانگهى مىدانم كه تو چه اراده كردهاى و چه مىخواهى. مأمون گفت:
چه مىخواهم؟ فرمود: اگر راست بگويم در امانم؟ گفت: آرى براى تو امان خواهد بود. فرمود: مىخواهى مردم بگويند چنين نبود كه على بن موسى به دنيا رغبت نداشته باشد، بلكه دنيا به او رغبت نداشت. اكنون نمىبينيد كه چگونه وليعهدى را به طمع خلافت پذيرفت. مامون سخت خشمگين شد و گفت: همواره با چيزهايى كه ناخوش مىدارم با من برخورد مىكنى و از خشم من خود را در امان مىبينى. به خدا سوگند اگر ولايتعهدى را نپذيرى، ترا بر اين كار مجبور مىكنم و اگر باز هم نپذيرى گردنت را خواهم زد. امام رضا ٧ فرمود: خداوند مرا منع فرموده است كه خود را به دست خويش به هلاكت افكنم. و اگر كار بدين گونه است آنچه مىخواهى انجام بده و من مىپذيرم به شرط آنكه هيچ كس را به كارى نمىگمارم و از كارى عزل نمىكنم و هيچ رسمى را بر هم نمىزنم و فقط از دور راهنمايى مىكنم.
او پذيرفت و حضرت رضا را با وجود كراهت ايشان به وليعهدى گماشت.[١] ريان بن صلت[٢] مىگويد: به حضور على بن موسى الرضا ٧ رفتم و به او گفتم:
[١]. حديث سوم باب چهلم كتاب عيون اخبار الرضاى صدوق است كه در ص ١٤٠، ج ٢، چاپ ١٣٧٧ قمرى، قم، آمده است. م.
[٢]. از راويان مورد اعتماد و كتابى در باره پارهيى از گفتارهاى حضرت رضا٧ دارد.
براى اطلاع بيشتر، رك. به: شيخ طوسى، الفهرست، ص ١٤٠، افست از چاپ اسپرنكر، مشهد، ١٣٥١ شمسى. م.