ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٦٥ - مجلس بيست و پنجم، در امامت و مناقب ابو الحسن على بن موسى الرضا
مرقدى در بغداد از نفسى پاك و پاكيزه كه خدايش در غرفههاى بهشت درآورد.» محمد بن ابى طلحه عونى هم گفته است:
«سلام بر آن پاك پاكيزه جعفر و تا آخر روزگار سلام بر موسى باد.»
مجلس بيست و پنجم در امامت و مناقب امام ابو الحسن على بن موسى الرضا ٧
پس از عبد صالح، ابو الحسن على بن موسى ٧ به نص صريح پدرش و اجماع بزرگان اصحاب امام كاظم ٧ و اعتبار شرايط عقلى امام است.
على بن يقطين مىگويد: در حضور امام كاظم ٧ بودم. به من فرمود: اى على بن يقطين! اين پسرم على سرور پسران من است و من كنيه خود را به او بخشيده و اختصاص دادهام.[١] زياد بن مروان قندى مىگويد: به حضور امام كاظم رسيدم و پسرش ابو الحسن على هم حاضر بود. امام كاظم ٧ به من فرمود: اى زياد بن مروان! اين پسرم، نامهاش نامه من و گفتارش گفتار من و عقيدهاش عقيده من و رسول و پيامش رسول و پيام من است و سخن درست همان است كه او بگويد.[٢] داود رقى مىگويد، به موسى بن جعفر ٧ گفتم: فدايت گردم پيرمرد شدهام، دست مرا بگير و مرا از آتش نجات بده و بگو كه پس از شما امام ما كيست؟ به پسرش ابو الحسن على اشاره كرد و فرمود: پس از من اين امام شماست.[٣] ابراهيم بن موسى مىگويد: از امام على بن موسى الرضا با اصرار چيزى مطالبه مىكردم و ايشان به من وعده مىدادند، تا آنكه روزى براى استقبال از فرماندار مدينه بيرون آمد و من همراهش بودم. نزديك قصر فلان كس كه رسيد زير چند
[١]. اين روايت با دو سلسله سند در كتاب عيون اخبار الرضاى صدوق، ص ٢١، ج ١، آمده است. م.
[٢]. اين روايت هم در عيون اخبار الرضا، ص ٣١، ج ١، چاپ ١٣٧٧ قمرى، قم، آمده است. زياد بن مروان پس از رحلت موسى بن جعفر٧ واقفى شد و به امام رضا٧ اقرار نكرد و در باره او در كتب رجال بحث شده است. از جمله كشى در رجال خود مىگويد: چون هفتاد هزار دينار از سهم امام پيش او بود، منكر امامت حضرت رضا شد. م.
[٣]. اين روايت در ارشاد مفيد، ص ٢٨٥، چاپ ١٣٧٧ قمرى، تهران، آمده است. م.