ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٥١ - مجلس بيست و چهارم، در امامت و مناقب ابو الحسن موسى بن جعفر
حسن بن عبد الله كه از عابدان و پارسايان بنام روزگار خود بوده است مىگويد به ابو الحسن موسى بن جعفر گفتم: امروز امام كيست؟ فرمود: اگر به تو بگويم مى- پذيرى؟ گفتم آرى. امام كاظم فرمود منم. گفتم چيزى به من ارائه دهيد كه به آن استدلال كنم. فرمود: كنار اين بوته خار مغيلان برو و به او بگو موسى بن جعفر مىگويد پيش من بيا. حسن بن عبد الله مىگويد: به خدا سوگند كنار آن بوته رفتم و به خدا سوگند ديدم به حركت آمد و زمين را مىشكافد تا آنكه مقابل امام ايستاد و سپس موسى بن جعفر به آن اشاره كرد و به جاى خويش برگشت.[١] ابو بصير مىگويد، به موسى بن جعفر ٧ گفتم: فدايت گردم، امام به چه چيزى شناخته مىشود؟ فرمود: به چند چيز، نخست آنكه پدرش به او نص و تصريح كرده باشد و اشاره خودش به آن كه حجت است. ديگر آنكه از هر چه سؤال مىشود پاسخ گويد، يا خودش از امورى كه در آينده اتفاق مىافتد خبر دهد و با مردم با همه زبانها سخن بگويد. امام كاظم آنگاه به من فرمود: اى ابو محمد! پيش از آنكه از اينجا برخيزى آيتى به تو نشان خواهم داد. چيزى نگذشت كه مردى خراسانى به حضور ايشان آمد و با زبان عربى سخن گفت و موسى بن جعفر به فارسى پاسخ او را داد.
مرد خراسانى گفت: به خدا سوگند تنها چيزى كه موجب شد عربى سخن بگويم، اين بود كه گمان مىكردم شما زبان فارسى را خوب نمىدانيد. امام فرمود:
سبحان الله
اگر نتوانم به خوبى پاسخ ترا به فارسى بدهم چه فضيلتى بر تو دارم كه سزاوار امامت باشد. سپس به من فرمود: اى ابا محمد! سخن هيچ يك از مردم و آواى پرندگان و سخن هر چيزى كه جان داشته باشد، بر امام پوشيده نمىماند.[٢] ابن سنان روايت مىكند كه وقتى هارون الرشيد جامههايى به عنوان پاداش براى على بن يقطين[٣] فرستاد و از جمله جبهيى از خز زردوزى شده بود. على بن يقطين تمام آن جامهها از جمله همين جبه را همراه خمس اموال خود براى حضرت
[١]. اين روايت هم با تفصيل بيشترى در صفحه ٢٧٣ ارشاد آمده است. م.
[٢]. در صفحه ١٩٦ قرب الاسناد حميرى و در ارشاد و مناقب و خرايج هم آمده است كه از اين منابع در بحار الانوار، ص ٤٧، ج ٤٨، آمده است. م.
[٣]. على بن يقطين، از دولتمردان هارون الرشيد است كه شيعه بوده است. او در سال ١٨٢ هجرى در بغداد درگذشته است. رك. به: صفحه ١٤٢ رجال ابن داود حلى، ١٣٩٢ قمرى، نجف. م.