ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٤٨ - مجلس بيست و سوم، در امامت و مناقب ابو عبد الله جعفر بن محمد
قلبى كه مجتمع باشد.
و روايت شده است كه گروهى از قبيله جهينة به خانه امام صادق آمدند. از ايشان پذيرايى فرمود و چون خواستند بروند، براى آنان توشه و زاد فراهم فرمود و به آنان بخشش و عنايت كرد. ولى همين كه خواستند بارهاى خود را ببندند و بار كنند به خدمتكاران خود فرمود: از ايشان فاصله بگيريد و آنان را يارى ندهيد. ميهمانان پس از آنكه بارهاى خود را بستند و بار كردند براى وداع به حضور امام صادق آمدند و گفتند: اى پسر پيامبر! ميزبانى فرمودى و چه نيكو ميزبانى كردى و عطا فرمودى و چه بسيار عطا كردى و سرانجام به خدمتكارانت فرمان دادى ما را براى بستن بار يارى ندهند. اين چگونه بود؟ فرمود: ما خاندان به ميهمان براى رفتن از خانه خود يارى نمىدهيم.
مالك بن انس[١] كه فقيه مدينه است مىگويد: من مكرر به حضور امام صادق ٧ مىرسيدم و براى من تشكچهيى مىگسترد و حرمت مرا نگه مىداشت و مىفرمود:
اى مالك! من ترا دوست دارم، و من از اين جهت شاد مىشدم و شكر و ستايش خدا را به جا مىآوردم و امام صادق هيچ گاه از اين سه حالت بيرون نبود كه يا روزه داشت، يا در حال نماز بود، يا ذكر مىگفت و از بزرگان پارسايان و عابدان بود و از آن گروه بود كه از خداى خود بيم داشتند و بسيار حديث مىفرمود و خوش- مجلس بود و نيك محضر و پر فايده. و هر گاه سخنى از قول رسول خدا بيان مى- كرد، گاه رنگش زرد مىشد و گاه سبز، آنچنان كه شناخته نمىشد. سالى در خدمت او حج گزاردم و چون سوار بر ناقه خود شد و خواست تلبيه بگويد صدا در گلويش قطع مىشد و چنان عقده به گلويش مىگرفت كه نزديك مىشد از ناقه به زمين افتد.
گفتم: اى پسر رسول خدا! چاره نيست و بايد تلبيه بگويى. فرمود: اى پسر ابو عامر! چگونه جرأت مىكنم كه لبيك بگويم و حال آنكه از آن بيم دارم كه خداوند به من بگويد لا لبيك و لا سعديك.[٢]
[١]. مالك بن انس: يكى از ائمه چهارگانه مذاهب اهل سنت و پيشواى مالكىها، متولد- ٩٣ و درگذشته ١٧٩ هجرى است. مورد حمايت و احترام منصور و هارون عباسى بوده است. براى اطلاع از آثار او و كتابهايى كه شرح حالش در آن آمده است، رك. به: زركلى، الاعلام، ص ١٢٨، ج ٦. م.
[٢]. اين روايت از قول مالك بن انس با ذكر سلسله راويان در سه كتاب مهم صدوق يعنى خصال( حديث شماره ١٨٩، ص ١٦٨، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى) و علل الشرائع، ص ٢٣٤ و امالى، ص ١٦٩ آمده است. قاضى عياض در صفحه ٢١٢ كتاب المدارك خود و ابو زهره در كتاب مالك، ص ٢٨ و امين الخولى در كتاب مالك خود، ص ٩٤ نيز آوردهاند و لطفا به پاورقى بحار الانوار، ص ١٦، ج ٤٧، كه متن روايت هم در آن آمده است مراجعه شود. م.