ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٤٤ - مجلس بيست و سوم، در امامت و مناقب ابو عبد الله جعفر بن محمد
دروغگويى به اطلاع تو رسيده است، بر فرض كه من چنان كرده باشم، نسبت به يوسف ٧ ستم شد و گذشت كرد و ايوب مورد آزمايش قرار گرفت و شكيبايى كرد و به سليمان پادشاهى عطا شد، سپاسگزارى كرد. آنان همه پيامبران خدايند و نسب تو به ايشان مىرسد. منصور گفت: آرى همچنين است. اكنون بيا اينجا و بالاى تخت بنشين و امام چنان فرمودند. منصور گفت: آنچه گفتم فلانى خبر داده است. امام صادق فرمود: او را حاضر كن تا رويا روى شويم. آن مرد را احضار كردند. منصور به او گفت: تو خود آنچه را از جعفر نقل كردى شنيدهاى؟ گفت: آرى. امام صادق به او فرمود: تو خود شنيدهاى؟ گفت: آرى. امام از او خواست سوگند بخورد.
منصور به او گفت: سوگند مىخورى؟ گفت: آرى، و شروع به سوگند خوردن كرد.
امام صادق به منصور فرمود: بگذار من سوگندش دهم، پذيرفت. امام صادق ٧ به مرد سخن چين فرمود: بگو از نيرو و قوت خداوند بيزارم و به نيرو و قوت خود پناه مىبرم كه جعفر چنين كرده و چنين گفته است. مرد سخنچين اندكى خود دارى كرد، ولى سپس سوگند خورد. لحظهيى بيش نگذشت كه بر زمين افتاد. منصور گفت: پايش را بكشيد و از اينجا لاشهاش را بيرون ببريد كه خدايش لعنت كناد.
ربيع مىگويد: من ديدم هنگامى كه جعفر بن محمد پيش منصور آمد، لبهاى ايشان حركت مىكرد و هر چه لبهايش را تكان مىداد (زير لب دعا مىخواند)، خشم منصور فرو مىنشست تا آنكه او را به خود نزديك ساخت و آرام گرفت و چون امام صادق ٧ از پيش منصور بيرون آمد، پى ايشان رفتم و گفتم: اين مرد از همه بر تو خشمگينتر بود و چون پيش او آمدى و زير لب دعا مىخواندى و هر چه لبهايت را تكان مىدادى خشم او فرو مىنشست. چه دعايى مىخواندى؟ فرمود:
دعايى كه پدر بزرگم على بن حسين ٧ مىخوانده است. گفتم: فدايت شوم، آن دعا چيست؟ فرمود اين است:
«يا عدتى عند شدتى و يا غوثى عند كربتى فاحرسنى بعينك التى لا تنام و اكنفنى بركنك الذى لا يرام.»
«اى پناه من در سختى من، اى فريادرس من در درماندگى من! مرا با چشم خودت كه هرگز نمىخسبد حراست فرماى و با ركن خودت كه سست و ويران نمىشود حمايت فرماى.» ربيع مىگويد: اين دعا را حفظ كردم و هيچ سختى و گرفتارى براى من پيش