ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٤٣ - مجلس بيست و سوم، در امامت و مناقب ابو عبد الله جعفر بن محمد
جناب زيد بن على ٧ گفته است: هر زمان مردى از ما خاندان وجود دارد كه حجت خداوند بر خلق است و خداوند به وجود او با خلق احتجاج مىكند و حجت اين روزگار پسر برادرم جعفر بن محمد است كه درود بر هر دوشان باد. هر كس با او مخالفت ورزد هدايت نمىشود.[١] حنّان بن سدير مىگويد: از پدرم سدير صيرفى[٢] شنيدم كه مىگفت: پيامبر ٦ را در خواب ديدم كه برابر ايشان طبقى قرار داشت و بالاى آن دستمالى بود. نزديك رفتم، سلام دادم. پاسخ فرمودند و دستمال را از روى طبق برداشتند در طبق خرماى رطب بود و پيامبر ٦ شروع به خوردن رطب فرمودند. من گفتم: اى رسول خدا! به من هم لطف كنيد. يك رطب دادند و خوردم و باز تقاضا كردم، لطف فرمودند.
بدين گونه هشت خرما گرفتم و خوردم باز هم تقاضا كردم. فرمودند: براى تو بس است. از خواب بيدار شدم و فرداى آن شب به حضور مولاى خود امام صادق ٧ رسيدم. برابر ايشان طبقى بود كه روى آن با دستمال پوشيده بود. همان گونه كه در خواب ديده بودم، امام صادق دستمال را از روى طبق برداشتند. در آن خرما بود و شروع به خوردن خرما كرد. گفتم: اى پسر رسول خدا! به من هم لطف كنيد. يك رطب داد و همچنان تا هشت رطب خواستم و لطف كرد. سپس گفتم: اى پسر رسول خدا! بيشتر لطف كنيد. فرمود: اگر پدر بزرگم بيشتر داده بودند مىدادم، ولى براى تو همين اندازه بس است.[٣] روايت شده است كه منصور عباسى به ربيع[٤] فرمان داد امام صادق را پيش او بياورد و آورد. همين كه چشم منصور به ايشان افتاد گفت كه خدا مرا بكشد اگر ترا نكشم. آيا در پادشاهى من ستيزه مىورزى و فتنه مىانگيزى؟ امام صادق ٧ فرمودند:
به خدا سوگند نه تنها چنين نكردهام بلكه اراده آن را هم نداشتهام و اگر سخنى از
[١]. با ذكر سلسله سند در امالى صدوق، ص ٢٤٣، و به نقل از آن در بحار، ص ١٩، ج ٤٧، آمده است. م.
[٢]. متن روضه با امالى مفيد و امالى شيخ طوسى اختلاف داشت كه تصحيح شد. م.
[٣]. در امالى مفيد، ص ١٩٨، ضمن مجلس سى و نهم و امالى شيخ طوسى، ص ٧٠، آمده است. م.
[٤]. ربيع بن يونس بن محمد از دولتمردان بنى عباس و وزير منصور دوانيقى است. رك.
به: دستور الوزراى خواند مير، ص ٢٩، چاپ سعيد نفيسى، تهران، ١٣٥٥ شمسى. م.