ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٤٢ - مجلس بيست و سوم، در امامت و مناقب ابو عبد الله جعفر بن محمد
حديث نام راويانى را كه از ايشان روايت نقل كردهاند برشمردهاند كه به چهار هزار تن رسيده است، هر چند شاگردان و راويان ايشان داراى آراء مختلف و مذاهب گوناگون كلامى و فقهى بودهاند.[١] امام صادق ٧ فرموده است كه چون رحلت پدرم فرا رسيد فرمود: اى جعفر! به تو در باره اصحاب خود به خير و نيكى سفارش مىكنم. گفتم: فدايت گردم، آنان را فقط هنگامى رها خواهم كرد كه نيازى به هيچ گونه چيزى در اين شهر نداشته باشند (عالم و غنى و بىنياز شده باشند).[٢] از امام باقر پرسيدند كه پس از ايشان چه كسى امام است؟ با دست خود به جعفر صادق زد و فرمود: به خدا سوگند اين قائم آل محمد ٦ است.[٣] امام صادق ٧ فرموده است: پدرم ودايع امامت را به من سپرد و چون رحلتش نزديك شد به من فرمود: گواهانى اينجا بياور و من چهارتن از قريش از جمله نافع آزاد كرده و وابسته عبد الله بن عمر را حاضر كردم. پدرم فرمود: بنويس و اين وصيتى است كه يعقوب به پسرانش كرد «اى پسركان من! همانا خداوند براى شما دين را برگزيده است و نبايد كه شما بميريد مگر آنكه مسلمان باشيد.»[٤] و محمد بن على بن جعفر بن محمد چنين وصيت مىكند و دستور مىدهد كه او را در همان جامه كه روز جمعه در آن نماز مىگزارده است كفن كند و عمامهيى بر سرش بپيچد و گورش را مستطيل شكل و چهار انگشت از زمين بلند قرار دهد و بندهاى كفن او را هنگام دفن بگشايد.
سپس به گواهان فرمود: خدايتان رحمت كند، برگرديد. من گفتم: پدر جان! اين چه بود كه بر آن گواه گرفته شود؟ فرمود: خوش نداشتم كه با تو ستيزه كنند و بگويند به تو وصيت نشده است و خواستم دليلى براى تو باشد.[٥]
[١]. اين شمار راويان و شاگردان در ارشاد مفيد، ص ٢٥٤، آمده است. م.
[٢]. در همان صفحه ارشاد و به نقل از آن و از اعلام الوراى طبرسى در بحار، ص ١٢، ج ٤٧، چاپ جديد هم آمده است. مرحوم مجلسى توضيحى هم داده است كه حديث با توجه به آن ترجمه شد. م.
[٣]. با ذكر سلسله سند در همان صفحه ارشاد و به نقل از آن و اعلام الوراى طبرسى و اصول كافى كلينى در بحار، ص ١٣، ج ٤٧، هم آمده است. م.
[٤]. بخشى از آيه ١٣٢ سوره دوم( بقره). م.
[٥]. در صفحه ٢٥٥ ارشاد مفيد با تفاوتى اندك آمده است و در ترجمه از متن ارشاد استفاده شد. م.