ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٣٧ - مجلس بيست و دوم، در امامت و مناقب حضرت باقر
امام باقر ٧ با اين عظمت مقام علمى و عهدهدارى منصب امامت و رياست و با آنكه خود عائلهمند و از لحاظ درآمد از مردم متوسط بود، ميان خواص و عوام مشهور به بخشندگى و جود بود و كرم ايشان نسبت به همگان معروف بود. عمرو بن دينار و عبد الله بن عمير مىگويند: هر گاه مىخواستيم به ديدار ابو جعفر محمد بن على برويم مىديديم كه ايشان براى ما هزينه و جامه مىآورد و مىگويد: اين براى شما پيش از آنكه به ديدن من بياييد آماده شده است.
سليمان بن قرم مىگويد: معمولا امام باقر ٧ جوايزى كه به ما مىبخشيد ميان پانصد و ششصد، تا هزار درهم بود. حسن بن كثير هم مىگويد: از نيازمندى خود و بىتوجهى دوستان و برادران به امام باقر شكايت كرديم. فرمود: چه بد برادرى است كه ترا در حالى كه توانگر هستى رعايت كند و چون تنگدست شوى از تو ببرد، و سپس به غلام خود دستور فرمود كيسهيى براى من آورد كه در آن هفتصد درهم بود و فرمود: اين را خرج كن و هر گاه تمام شد به من خبر بده.[١] از امام باقر پرسيدند: چرا گاهى احاديث را بدون ذكر سلسله سند (مرسل) بيان مىكنى؟ فرمود: هر گاه سند حديثى را نقل نكردم، سند آن پدرم از پدر بزرگم از پدرش از رسول خدا از جبريل از خداوند است.
امام باقر ٧ فرموده است: در يكى از عمرههاى خود پس از انجام اعمال در حجر اسماعيل نشسته بودم. ناگاه ديدم مارى از ناحيه مسعى بيرون آمد و نزديك شد و از كنار حجر الاسود شروع به طواف كرد و چون هفت دور طواف خود را تمام كرد كنار مقام ابراهيم آمد و بر دم خود ايستاد و دو ركعت نماز گزارد، و اين موضوع به هنگام ظهر صورت گرفت. عطا و گروهى از يارانش هم آن مار را ديده بودند. پيش من آمدند و گفتند: اى ابو جعفر! آيا اين مار را ديدى؟ گفتم: آرى ديدم كه چگونه رفتار كرد. اكنون پيش او برويد و به او بگوييد: محمد بن على مىگويد اين ساعت مسجد خلوت است، ولى بعد بردگان و سياهان كنار كعبه خواهند آمد. تو اعمال خودت را انجام دادى، اكنون هم توقف خودت را كوتاه كن و برو كه ما بر تو از ايشان مىترسيم. گويد چون اين پيام را گزارديم آن مار تودهيى از شنهاى مسجد
[١]. دو روايت بالا و روايت بعدى را هم عينا از ارشاد شيخ مفيد، ص ٢٤٩، نقل كرده است. م.