ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٢٨ - مجلس بيست و يكم، در امامت و مناقب حضرت سجاد
سليمان كه از راويان اين روايت است مىگويد، به امام صادق گفتم: مردم چگونه از وجود امام و حجت غايب و پوشيده بهرهمند مىشوند؟ فرمود: همان گونه كه از خورشيد هنگامى كه ابر آن را مىپوشاند.
روايت شده است كه هشام پسر عبد الملك در روزگار خلافت پدرش حج گزارد و چون طواف كرد خواست به حجر الاسود دست بكشد. از شدت ازدحام نتوانست. براى او منبرى نهادند و مردم شام اطرافش را گرفتند. در همين حال على بن حسين ٧ در حالى كه ازار و ردايى بر تن داشت و از همگان زيباتر و خوشبوتر بود آمد و ميان پيشانى او بر اثر سجده همچون زانوى شتر (بز) پينه بسته بود. شروع به طواف فرمود و چون به محل حجر الاسود رسيد مردم به پاس حرمت و هيبت ايشان كنار رفتند تا به حجر الاسود دست كشد (استلام كند). اين كار هشام را به خشم آورد. مردى از شاميان از هشام پرسيد: اين كيست كه مردم اين چنين هيبت او را نگهداشتند و براى او راه گشادند و از كنار حجر الاسود كناره گرفتند؟ هشام براى اينكه مردم شام به امام سجاد راغب نشوند، گفت نمىشناسمش. فرزدق[١] شاعر آنجا بود. گفت: ولى من او را مىشناسم. آن مرد شامى گفت: اى ابو فراس او كيست؟ و فرزدق چنين سرود:
١- «اين همانست كه بطحاء گام نهادنش را مىشناسد. كعبه او را مىشناسد و منطقه حرم و بيرون حرم او را مىشناسد.
٢- اين پسر بهترين همه بندگان خداوند است. اين پرهيزگار پاك و پاكيزه سرشناس است.
٣- اين على است كه پيامبر خدا پدر اوست و با پرتو هدايت او ملتها رهنمود شدند.
٤- هر گاه قريش او را مىبيند سخنگوى آن مىگويد، كرم به مكارم اين شخص پايان مىپذيرد و مىرسد.
[١]. همام بن غالب بن صعصعه تميمى دارمى معروف به فرزدق، درگذشته سال ١١٠- هجرى، از شاعران بسيار بزرگ قرون اول هجرت است. براى اهميت او به اين نكته اشاره مىكنم كه ابو الفرج اصفهانى در اغانى در دو مبحث جداگانه( ص ٣٢٤ و ٣٤٥، جلد نهم، افست از چاپ دار الكتب، وزارة الثقافه و ص ٢٧٦ و ٤٠٣ جلد بيست و يكم چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم، ١٣٩٣ ق) در باره او دارد. م.