ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣١٤ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
پرسيد آيا كتاب خداى عز و جل را خواندهاى؟ گفت: آرى. فرمود: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد «بگو بر اين كار از شما پاداشى نمىخواهم جز دوستى خويشان»؟ گفت: آرى. فرمود: ما همان خويشان پيامبريم. پرسيد: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد «حق خويشاوندان را بپرداز»؟ گفت: آرى. فرمود: ما همآنان هستيم. سپس فرمود: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد: «همانا خداوند اراده فرموده است كه پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك كند پاك كردنى»؟[١] گفت: آرى. فرمود: ما همان اهل بيتيم. در اين هنگام مرد شامى دست به آسمان بلند كرد و سه بار گفت: پروردگارا! من به پيشگاه تو توبه مىكنم. خدايا! من از دشمن خاندان محمد و هر كس كه آن خاندان را كشته است در پيشگاه تو بيزارى مىجويم.
همانا كه قرآن مىخواندم و پيش از امروز به اين موضوع آگاه نبودم.
و چون زنان را پيش يزيد بن معاويه بردند، همه زنان خاندان معاويه و يزيد شيون برآوردند و سوگوارى بر پا كردند، و سر امام حسين ٧ را پيش يزيد كه خدايش لعنت كناد نهادند. سكينه مىگفته است: به خدا سوگند سنگدلتر از يزيد كسى را نديدهام و هيچ كافر و مشرك را بدتر و ستمگرتر از او نديدهام و چون سر را پيش او نهادند شروع به نگريستن به آن كرد و چنين خواند: «كاش مشايخ من كه در جنگ بدر بودند (كشته شدند)، مىديدند كه چگونه قبيله خزرج از اينكه شمشير و نيزه بر آنها نهاده شده است ناله مىكنند.
همانا اگر مىديدند شاد مىشدند و از شادى پرواز مىكردند و هر آينه مى- گفتند: اى يزيد دست تو شل مباد.
من پس از اين كار كه نسبت به ايشان انجام دادم برايم مهم نيست كه اندوه و غم بر ايشان برسد يا نرسد.
من از فرزندان خندف نيستم اگر از پسران احمد در باره كارهايى كه كرده است انتقام نگيرم.
پسران آنان را كه دلاور بودند كشتيم و اين به عوض جنگ بدر بود و جبران شد.
[١]. آيات به ترتيب: آيه ٢٣ سوره ٤٢( شورى) و بخشى از آيه ٢٦ سوره ١٧( اسرى) و آيه ٣٣ سوره ٣٣( احزاب) است. م.