ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣١٣ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
در مقابل جنگ بدر. آنگاه دستور داد زين العابدين على بن حسين را غل و زنجير كردند و با زنان و كودكان اسير به زندان بردند. من هم با آنان بودم. از هيچ كوچهيى نمىگذشتيم مگر اينكه آكنده از زن و مرد بود و بر سر و چهره خود مىزدند و مى- گريستند. آنان زندانى شدند و بر ايشان سخت گرفت. بار ديگر ابن زياد آنان را به مجلس خود آورد و سر مطهر را هم آوردند. زينب ٧ هم ميان اسيران بود. ابن زياد گفت: سپاس خداوندى را كه رسوايتان كرد و شما را كشت و سخنان شما را دروغ درآورد. زينب كه درود خدا بر او باد فرمود: سپاس خداوندى را كه ما را به وجود محمد ٦ گرامى داشت و ما را پاك گردانيد پاكگردانيدنى. همانا خداوند تبهكار را رسوا و گنهكار را تكذيب مىفرمايد. ابن زياد گفت: كردار خدا را با خودتان كه اهل بيت هستيد چگونه ديدى؟ فرمود: كشته شدن برايشان نوشته و مقرر شده بود و به سوى آرامگاههاى خويش شتافتند و به زودى خداوند ميان تو و ايشان جمع خواهد كرد و در محضر خداوند محاكمه خواهيد شد.
ابن زياد كه خدايش لعنت كناد خشمگين شد و قصد آزار آن حضرت را كرد.
عمرو بن حريث او را آرام كرد. زينب ٧ فرمود: اى ابن زياد! آنچه نسبت به ما انجام دادى براى تو بس است. همانا مردان ما را كشتى و ريشه ما را بريدى و حرمت ما را شكستى و زنان و كودكان ما را اسير كردى و اگر اين كارها براى انتقام- كشى بود، همانا انتقام كشيدى. ابن زياد فرمان داد ايشان را به زندان برگردانند و به اطراف مژدهرسانهايى فرستاد كه به مردم كشته شدن حسين ٧ را اطلاع دهند و پس از آن دستور داد اسيران را همراه سر مطهر امام حسين ٧ به شام گسيل دارند.
پردهدار ابن زياد مىگويد: جماعتى از كسانى كه با ايشان به شام رفته بودند، براى من نقل كردند كه آنان شبها تا صبح آواى نوحهگرى جن را بر امام حسين ٧ مىشنيدهاند و گفتند: چون وارد دمشق شديم زنان اسير را روز با چهره گشاده وارد دمشق كردند. شاميان سفله و ستمگر مىگفتند: اسيرانى بهتر از ايشان نديدهايم و از اسيران پرسيدند شما كيستيد؟ سكينه دختر امام حسين ٧ گفت: ما اسيران از خاندان محمديم. آنان را بر پلكان مسجد دمشق كه محل نگهداشتن اسيران بود بر پا داشتند.
على بن حسين ٧ هم كه نوجوان بود ميان اسيران بود. پيرى از مردم شام پيش آمد و گفت: خداى را سپاس كه شما را كشت و نابود كرد و شاخ فتنه را قطع كرد و از هيچ دشنامى فروگذارى نكرد. چون سخن او تمام شد، على بن حسين ٧ از او