ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٤٤ - مجلس چهاردهم، در ازدواج فاطمه
نام من محمود است و خداوند مرا گسيل فرموده است تا نور را به همسرى نور درآورم. پيامبر پرسيدند: چه كسى را به ازدواج چه كسى؟ گفت: فاطمه را به همسرى على. و چون آن فرشته خواست برود و پشت كرد، ميان شانههايش نوشته شده بود:
محمد رسول خداست و على وصى اوست. پيامبر فرمودند: اين نوشته از چه زمانى ميان شانههاى تو نوشته شده است؟ گفت: بيست و دو هزار سال پيش از آنكه خداوند آدم را بيافريند.[١] امير المؤمنين على ٧ فرموده است: روزى ام ايمن به حضور پيامبر ٦ رسيد و در چادر خود چيزى داشت. پيامبر ٦ پرسيدند: اى ام ايمن! چه چيزى همراه دارى؟ گفت: فلان دختر را عروس مىكردند چيزى بر او نثار كردند و من از آنچه بر او نثار كردند برداشتم. سپس ام ايمن گريست و گفت: اى رسول خدا! شما فاطمه را عروس كردى و چيزى بر او نثار نفرمودى. پيامبر فرمودند: اى ام ايمن! چرا سخن بيهوده مىگويى؟ همانا خداوند متعال چون فاطمه را به همسرى على درآورد، به درختان بهشت فرمان داد بر ساكنان بهشت از زيورها و ياقوت و زمرد و مرواريد و استبرق نثار كنند و آنان آنچه خارج از شمار است براى خود برگرفتند و خداوند درخت طوبى را كابين فاطمه ٧ قرار داد و آن را در خانه على ٧ در بهشت مستقر فرمود.[٢] پيامبر ٦ فرمودند: فرشتهيى پيش من آمد و گفت: اى محمد! خدايت بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد من فاطمه را به همسرى على درآوردم، او را به ازدواج على درآر. به درخت طوبى فرمان داده شد كه در و ياقوت و مرجان برافشاند و ساكنان آسمانها از اين موضوع شاد مانند و به زودى دو پسر از فاطمه متولد مى- شوند كه دو سرور جوانان بهشت خواهند بود و مردم بهشت به آنان آراسته مىشوند.
اى محمد! بر تو بشارت و مژده باد كه گزينهتر پيشينيان و آيندگانى.[٣]
[١]. با ذكر سلسله كامل سند در معانى الاخبار صدوق، ص ١٠٤، چاپ ١٣٦١ شمسى، آمده است. م.
[٢]. در امالى صدوق و تفسير عياشى، به نقل مرحوم مجلسى از آن دو منبع آمده است.
براى اطلاع بيشتر، رك. به: بحار الانوار ص ٩٩، ج ٤٣. م.
[٣]. با ذكر سلسله اسناد در عيون اخبار الرضاى صدوق، ص ٢٧، ج ٢، چاپ ١٣٧٧ قمرى، قم، آمده است. م.