ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٤٣ - مجلس چهاردهم، در ازدواج فاطمه
ازدواج تو درمىآورم به همان گونه كه خداى رحمان او را به ازدواج تو درآورده است و من هم همان چيزى را كه خداوند پسنديده است مىپسندم. اكنون مواظب همسر خويش باش كه تو نسبت به او از من سزاوارترى. جبريل به من خبر داد كه بهشت مشتاق شما دو تن است و اگر چنين نبود كه خداوند مقدر فرموده است كه حجتهاى خود را از شما بوجود آورد، هر آينه تقاضاى بهشت و ساكنان آن را بر مى- آورد و شما را به بهشت منتقل مىكرد. اى على! تو چه نيكو برادرى و چه نيكو دامادى و چه نيكو دوستى هستى و همين افتخار براى تو بس است كه خداى از تو راضى و خشنود است. على ٧ مىگويد من گفتم: اى رسول خدا! آيا قدر من بدان جا رسيده است كه نام من در بهشت برده شود و خداوند نزد فرشتگان ازدواج مرا طرح فرمايد؟ پيامبر فرمودند: خداوند متعال چون بخواهد دوست خود را گرامى دارد، او را چنان گرامى مىدارد كه هيچ چشمى چنان نديده و هيچ گوشى چنان نشنيده است و خداوند براى تو چنين برگزيده است. على ٧ اين آيه را تلاوت فرمود: «خدايا به من بياموز كه سپاسگزار نعمتى كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى باشم.»[١] و پيامبر ٦ آمين فرمودند.[٢] حسين بن على ٧ فرموده است: چون كابين و مهريه فاطمه ٧ را كه چهار صد و هشتاد درهم بود على ٧ آورد، پيامبر فرمان دادند دو سوم آن به مصرف خريد بوى خوش و عطر برسد و يك سوم آن را جامه بخرند و هنگامى كه عروسى كردند، بستر و فراش آنان پوست گوسپندان قربانى رسول خدا ٦ بود و بالشى از چرم كه آن را از ليف خرما آكنده بودند.[٣] از موسى بن جعفر ٧ نقل شده است كه روزى رسول خدا ٦ نشسته بودند.
ناگاه فرشتهيى پيش ايشان آمد كه بيست و چهار چهره داشت. پيامبر فرمودند: اى محبوب من جبريل! من ترا به اين صورت نديده بودم. فرشته گفت: من جبريل نيستم.
[١]. بخشى از آيه ١٥ سوره چهل و ششم( احقاف) است. م.
[٢]. نخستين حديثى است كه در مجلس هشتاد و سوم امالى صدوق( ص ٥٥٨، همراه با ترجمه) آمده است، و با دو سلسله سند در عيون اخبار الرضا هم آمده است و براى اطلاع بيشتر از منابع ديگر به بحار الانوار، ص ١٠٣، ج ٤٣، مراجعه فرماييد. م.
[٣]. نظير اين روايت در قرب الاسناد حميرى به نقل مرحوم مجلسى در بحار، ص ١٠٤، ج ٤٣، آمده است. م.