ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٣٣ - مجلس دوازدهم، در آنچه دلالت بر ايمان ابو طالب دارد
و روايت شده است از پيامبر ٦ پرسيده شد: هنگامى كه آدم در بهشت بود، شما كجا بوديد؟ فرمودند: در پشت او بودم و با او به زمين آمدم و در حالى كه در پشت پدرم نوح بودم، سوار كشتى شدم و در حالى كه در پشت ابراهيم بودم، در آتش افكنده شد. هيچ يك از نياكان پدرى و مادرى من ازدواج نامشروع نداشتهاند و خداوند عز و جل همواره مرا از اصلاب پاك به ارحام پاكيزه منتقل كرده و همگان هدايتكننده و هدايت شده بودند تا آنكه از من به پيامبرى عهد و ميثاق گرفت و همه صفات مرا روشن و آشكار بيان فرمود و در تورات و انجيل نام من آمده است و مرا به معراج و آسمان برد و براى من نامى از نامهاى خود مشتق فرمود و امت من همگان ستايشگران و سپاسگزارانند. دارنده عرش نامش محمود است و من محمدم. اين خبر هم دلالت دارد بر اينكه پدر و مادر آن حضرت هر دو مؤمن بودهاند.[١] و از پيامبر ٦ روايت شده است كه جبريل فرود آمد و گفت: اى محمد! خداوند آتش را بر سه كس حرام فرموده است، پشتى كه بر آن بودهاى و رحمى كه در آن پرورش يافته و دامنى كه در آن رشد كردهاى و اين هم دليل ديگرى بر ادعاى ماست.[٢] ابن عباس از قول پدرش نقل مىكند كه ابو طالب به پيامبر گفت: اى برادر زاده! ترا خداوند فرستاده است؟ فرمود: آرى. گفت: آيتى به من نشان بده، اين درخت را براى من فراخوان و پيامبر ٦ چنان فرمود و آن درخت آمد و مقابل پيامبر سر فرود آورد و برگشت، و ابو طالب گفت: گواهى مىدهم كه تو صادقى. اى على! كنار پسر عمويت نماز بگزار.[٣] مردى از عبد الله بن عباس پرسيد: اى پسر عموى رسول خدا! به من خبر بده كه ابو طالب مسلمان بوده است يا نه؟ گفت: چگونه مسلمان نبوده است و حال آنكه اين بيت را سروده است:
«به درستى مىدانند كه پسر ما (حضرت محمد) دروغگو نيست و نزد ما معروف به صداقت است و به سخنان ياوه اعتنا نمىكند.»
[١]. براى اطلاع بيشتر در مورد اين روايت و روايات نظير آن به صفحات ١ تا ١١٠ جلد ١٥ بحار الانوار مراجعه فرماييد. م.
[٢]. با توضيح بيشتر در معانى الاخبار صدوق و امالى آن بزرگوار آمده است و به نقل از آن دو كتاب در بحار الانوار، ص ١٠٨، ج ١٥، نقل شده است. م.
[٣]. روايت با ذكر سلسله اسناد در صفحه ٣٦٦ امالى صدوق آمده است. م.