ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٣١ - مجلس يازدهم، در وفات امير المؤمنين على
حبيب بن عمرو مىگويد: در بيمارى مرگ امير المؤمنين على ٧ (پس از ضربت خوردن ايشان) به عيادت آن حضرت رفتم. زخم را گشوده بودند. گفتم: اى امير المؤمنين! اين زخم شما چيزى نيست و خطرى ندارد. فرمود: اى حبيب! من هم اكنون از شما جدا مىشوم و به خدا سوگند مىميرم. گويد در اين هنگام من گريستم و ام كلثوم هم گريست، و او كنار پدر نشسته بود. على ٧ فرمود: دختركم! چه چيز ترا به گريه واداشته است؟ گفت: پدر جان! گفتى هم اكنون خواهى مرد و از ما جدا مىشوى و به همين سبب گريستم. فرمود: دختركم! گريه مكن. به خدا سوگند اگر آنچه را پدرت مىبيند ببينى گريه نمىكنى. من گفتم: اى امير المؤمنين! چه مىبينى؟
فرمود: اى حبيب! فرشتگان آسمانها و پيامبران را مىبينم كه پشت سر يك ديگر براى ديدار من ايستادهاند و برادرم رسول خدا ٦ است كه كنارم نشسته است و مىفرمايد:
بيا كه آنچه در پيش است براى تو بهتر از آن است كه در آن هستى. حبيب مىگويد:
هنوز از حضور آن حضرت برنخاسته بودم كه رحلت فرمود.
فرداى آن روز امام حسن ٧ براى ايراد خطبه به منبر رفت و خداوند را ستود و نيايش كرد و سپس گفت: اى مردم! در شبى چون ديشب قرآن نازل شده است و عيسى بن مريم ٧ به آسمان بر شد و يوشع بن نون در چنين شبى درگذشت و پدرم امير المؤمنين هم رحلت فرمود. به خدا سوگند هيچ يك از اوصياى پيامبران كه پيش از پدرم بودهاند بر او در رفتن به بهشت پيشى نمىگيرند و نه اوصيايى كه پس از اويند (ائمه يازدهگانه ديگر). و چنان بود كه چون رسول خدا او را به جنگ و سريهيى اعزام مىفرمود، جبريل در جانب راست و ميكال در جانب چپ او جنگ مىكردند.
و هيچ سيم و زرى از خود باقى نگذاشت جز هفتصد درهم كه از مقررى او باقى مانده و جمع كرده بود تا خدمتگزارى براى خانواده خود بخرد.[١] مدت امامت امير المؤمنين پس از پيامبر ٦ سى سال بود كه از اين مدت بيست و چهار سال و چند ماه از تصرف در امور ممنوع بود و با تقيه و مدارا رفتار فرمود و پنج سال و چند ماه ديگر هم گرفتار به جهاد با پيمانشكنان و جنگهاى جمل
[١]. بخشى از گفتار حضرت امام حسن٧ در صفحه ٢١٣ تاريخ يعقوبى، ج ٢، چاپ بيروت، ١٩٦٠ ميلادى و ترجمه تاريخ طبرى، مرحوم ابو القاسم پاينده، ص ٢٦٩٩ آمده است. م.