ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٣٠ - مجلس يازدهم، در وفات امير المؤمنين على
و روايت است كه چون ابن ملجم على ٧ را ضربت زد فرمود: به او خوراك و آشاميدنى بدهيد و نيكو از او نگهدارى كنيد. اگر بهبود يافتم كه خود صاحب اختيار خويشتنم. اگر بخواهم او را عفو مىكنم و اگر بخواهم انتقام مىگيرم و اگر مردم، ميل شماست و مىتوانيد او را بكشيد، ولى هرگز او را مثله (پاره پاره) مكنيد.
امام جعفر صادق ٧ گفتهاند كه چون امير المؤمنين ٧ كشته شد، صعصعة بن صوحان اين اشعار را سرود:[١] «اى برادر! ديگر چه كسى مىتواند جاى انس من را به تو بگيرد و ديگر چه كسى براى من باقى ماند كه شكوههاى خود را به او بازگو كنم؟ آرى، پيشامدهاى پياپى روزگار ترا هم درنورديد. آرى، پيشامدهاى روزگار پيوسته در حال حركت است. در زندگى تو براى من موعظهها بود و امروز هم از هنگام زندگى خود به من پند دهندهترى.» گويند ابو الاسود دئلى يا اروى دختر ابو سفيان بن عبد المطلب، اين ابيات را سروده است:
«به معاويه پسر حرب بگو چشم سرزنشكنندگان ما هرگز روشن مباد. آيا در اين ماه گرانقدر رمضان ما را به مصيبت بهترين مردم مصيبت زده كرديد؟ بهترين و گزينهترين كسى را كه بر مركوبها و كشتيها سوار شده است، كشتيد. بهترين كسانى را كه كفش پوشيده و آن را پينه زده و بهترين قرآن خوان و بيانكننده آن را كشتيد. چون چهره ابو تراب را مىديدى، ماه تمام بود كه ديده بينندگان را خيره مىساخت.
قريش هر جا كه باشد مىداند كه على از لحاظ نسب و دين برترين ايشان است.»[٢]
[١]. صعصعه از بزرگان اصحاب امير المؤمنين على٧ است. به دستور معاويه به جزيره اوال تبعيد شد، و در آن جزيره كه از جزاير بحرين است حدود سال ٦٠ هجرت درگذشته است. رك. به: زركلى، الاعلام، ص ٢٩٤، ج ٣، و اين ابيات با چند بيت ديگر در بحار الانوار، ص ٢٤٢، ج ٤٢، چاپ جديد هم آمده است.
[٢]. اين ابيات كه به ابو الاسود و به ام هيثم خثعمى هم نسبت داده شده است با اختلاف در الفاظ و مقدار اشعار كه تا ٣٠ بيت هم نقل شده، در منابع مختلف شيعه و سنى آمده است. از جمله در صفحه ١٨١ تذكرة الخواص سبط ابن جوزى و به صورت چهارده بيت در نهاية الارب، نويرى، ص ٢١٧، ج ٢٠، و به صورت ٣٠ بيت در بحار الانوار، ص ٢٩٩، ج ٤٢. م.