ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٢٦ - مجلس يازدهم، در وفات امير المؤمنين على
بودند، يكى از آن دو به معاويه در حالى كه در ركوع بود ضربتى زد كه به تهيگاه او خورد و از آن ضربت جان بدر برد و آن مرد را گرفت و كشت و ديگرى هم خود را به مصر رساند و در آن شب عمرو عاص بيمار شد و مردى به نام خارجه را فرستاد كه با مردم نماز بگزارد. آن مرد پنداشت كه همان خارجة بن ابى حبيبة عامرى عمرو- عاص است و به او ضربت زد. خارجه روز دوم از آن ضربت مرد و آن مرد را گرفتند و نزد عمرو عاص بردند و او را اعدام كرد.
اصبغ ابن نباته روايت كرده و گفته است: امير المؤمنين على ٧ در ماه رمضانى كه در آن شهيد شدند براى ما خطبه خواندند و ضمن آن فرمودند: اى مردم! ماه رمضان كه گزينهتر ماههاست و به حسابى اول سال است فرا رسيد و در آن آسياى سلطان (در نسخه ديگرى آسياى شيطان) به گردش مىآيد. همانا امسال شما در يك صف حج مىگزاريد و نشانهاش اين است كه من ميان شما نيستم، و آن حضرت بدين گونه خبر مرگ خود را مىداد ولى ما متوجه نمىشديم.[١] و روايت شده است چون آن ماه رمضان رسيد، امير المؤمنين شبى در خانه امام حسن و شبى در خانه امام حسين و شبى در خانه عبد اللَّه بن جعفر[٢] افطار مىفرمود و بيش از سه لقمه چيزى نمىخورد. شبى به ايشان گفته شد: چرا چيزى نمىخوريد؟
فرمود: فرمان خداوند در مىرسد و دوست دارم گرسنه باشم. همانا يكى دو شب بيش باقى نمانده است، و آخر همان شب ضربت خورد.
و روايت شده است كه على ٧ به دختر خود ام كلثوم فرمود: دختركم چنين مىبينم كه مقدار كمى با شما خواهم بود. گفت: پدر جان! چگونه است؟ فرمود:
رسول خدا ٦ را در خواب ديدم كه از چهرهام غبار مىزدود و مىفرمود: اى على! چيزى بر تو نيست و آنچه بر عهدهات بود انجام دادى. سه شب بعد على ٧ ضربت خورد. ام كلثوم به درد فرياد مىكشيد و على مىفرمود: دختركم چنين مكن كه من رسول خدا ٦ را در خواب ديدم. با كف دست خود به من اشاره مىفرمود و مى-
[١]. در صفحه ٧ ارشاد شيخ مفيد، چاپ ١٣٧٧ تهران آمده است. اختلاف كلمه سلطان و شيطان هم در آن ذكر شده است. م.
[٢]. در متن روضة الواعظين و هم در ارشاد مفيد، عبد الله بن عباس آمده است كه بدون ترديد اشتباه است. عبد الله بن جعفر شوهر زينب٧ است و حضرت امير در خانه دختر و داماد خود مىرفتهاند. م.