ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٧٥ - مجلس نهم، در ذكر امامت و امامت على و فرزندانش
بر فرشتگانش واجب ساخته است.[١] ابو سعيد خدرى مىگويد: روز غدير خم پيامبر ٦ نخست فرمان دادند منادى ندا دهد كه همگان جمع شوند و آنگاه دست على ٧ را گرفته و فرمودند:
پروردگارا! هر كس من مولاى اويم اين على مولاى اوست. خداوندا! دوست بدار هر كس على را دوست دارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن مىدارد.[٢] در اين هنگام حسان بن ثابت گفت: اى رسول خدا! آيا در باره على شعرى بگويم؟ فرمود: آرى، بگو و او چنين سرود: «روز غدير پيامبر ايشان آنان را ندا داد در كنار غدير خم و پيامبر چه نيكو مناديى است. به آنان فرمود: مولا و ولى شما كيست؟ همگى بدون اينكه ستيزهيى آشكار شود گفتند: پروردگارت مولاى ماست و تو خود ولى مايى و در تمام روزگار در ميان ما در اين مورد سركشى نخواهى يافت. پيامبر به على فرمود: اى على! برخيز كه من ترا پس از خود به امامت و راهنمايى برگزيدم. هر كس من مولاى اويم اين على ولى اوست و همگان براى او ياران راست و درست باشيد و سپس چنين دعا فرمود كه پروردگارا! دوستدار على را دوست بدار و با هر كس كه با او دشمن باشد دشمن باش.»[٣] شيخ اديب على بن احمد فنجكردى در اين باره چنين سروده است:[٤] «غدير خم را انكار مكن كه همچون آفتاب تابان و بلكه از آن هم آشكارتر
[١]. با ذكر سلسله اسناد از قول حضرت صادق٧ بدون هيچ گونه تغيير و تبديلى در صفحه ١٢٤ ترجمه امالى صدوق به قلم آقاى كمرهيى چاپ ١٣٥٥ خورشيدى آمده است.
است. ضمنا براى اطلاع از منابع حديث« انا مدينة العلم و على بابها» در كتابهاى اهل سنت به صفحات ٢٤٨ تا ٢٥٠ جلد دوم كتاب فضائل الخمسه مراجعه فرماييد. م.
[٢]. براى اطلاع بيشتر از نمونههاى ديگرى از اين روايت و به نقل گروهى از بزرگان اصحاب به صفحات ٣٤٩ تا ٣٨٤ جلد اول كتاب فضائل الخمسه مراجعه فرماييد. م.
[٣]. اين ابيات در صفحه ٥٧٤ ترجمه امالى صدوق همراه با متن عربى، با اختلاف لفظى اندكى و تفاوت در دو بيت آمده است. در منابع اهل سنت در صفحه ٨١ مناقب اخطب خوارزم، درگذشته ٥٦٨ قمرى و صفحه ٣٣ كتاب تذكرة الخواص سبط ابن الجوزى آمده است. م.
[٤]. اين شاعر خراسانى كه از« پنج كرد» نيشابور است، معاصر فتال و درگذشته ٥١٣ هجرى قمرى است. همين ابيات او و ابيات ديگر و ابياتى كه به قيس بن سعد نسبت داده شده، در صفحه ١٥٦ جلد ٨ اعيان الشيعه، چاپ جديد، ١٤٠٣ قمرى، بيروت، آمده است. م.