ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٤٥ - مجلس هشتم، درباره چگونگى اسلام آوردن على
سرور من! آيا آفريدهيى كه در پيشگاهت گرامىتر از من باشد آفريدهيى؟ فرمود: اگر صاحبان اين نامها نبودند، همانا آسمان برافراشته و زمين گسترده و هيچ فرشته مقربى را نيافريده بودم و هيچ پيامبر مرسلى، و نه ترا خلق كرده بودم، و چون آدم ترك اولى كرد و از او لغزشى سر زد از خداوند متعال به حق ما مسألت كرد كه توبهاش را بپذيرد و لغزش او را بيامرزد و خداوند خواسته او را پذيرفت و اجابت فرمود، و ما همان كلماتى بوديم كه آدم آنها را از خداوند عز و جل فرا گرفت[١] و خداوند توبهاش را پذيرفت و لغزشش را آمرزيد و به آدم فرمود: بر تو مژده باد كه صاحبان اين نامها از ذريه و فرزندان تو هستند و آدم خداوند خود را ستود و به وجود ما بر فرشتگان افتخار كرد و اين نمونهيى از فضيلت ما و بخشش و فضل خداوند بر ماست. سلمان و همراهانش برخاستند و مىگفتند: ما رستگارانيم و پيامبر ٦ به ايشان فرمودند: آرى شما رستگارانيد و بهشت براى شما آفريده شده است و دوزخ براى دشمنان ما و دشمنان شما آفريده شده است.[٢] سعيد بن جبير[٣] مىگويد پيامبر ٦ به ابو طالب فرمودند: شما براى من از خديجه دختر خويلد خواستگارى فرماى. گفت: اگر من بروم و تقاضاى مرا نپذيرند رسوايى است، ولى اى حمزه تو كه با آنان خويشاوندى سببى دارى برو و خواستگارى كن و بر فرض كه تقاضاى تو را نپذيرند سادهتر است. آنان از كنار على ٧ گذشتند و گفتند: بيا برويم به خواستگارى براى محمد ٦. گفت: اجازه بدهيد كفش و جامه خود را بردارم، و برداشت و از پى ايشان روان شد و چون وارد شدند، آنان گفتند:
اى محمد سخن بگوى. پيامبر ٦ فرمود: سپاس خداوند زندهيى را كه نخواهد مرد.
گفتند: اين چگونه سخنى است؟ پيامبر ٦ آن گونه كه آنان مىخواستند چيزى را
[١]. اين موضوع در منابع اهل سنت هم آمده است. براى نمونه مراجعه فرماييد به تفسير الدر المنثور سيوطى، ذيل آيه ٣٧ سوره دوم( بقره) و نيز در صفحه ٢٣٤ جلد اول كنز العمال آمده است و براى اطلاع بيشتر، رك. به: صفحه ١٧٠ جلد اول فضائل الخمسه من الصحاح السته تأليف استاد محترم سيد مرتضى فيروزآبادى. م.
[٢]. اين حديث با همين تفصيل و با تفاوتهاى اندك لفظى، در صفحات ١٧ و ١٨ روضه كافى هم آمده است و از آن كتاب و همين روضة الواعظين در صفحات ٢٠ تا ٢٣ جلد ٣٥ بحار الانوار نقل شده است. م.
[٣]. سعيد متولد ٤٥ و مقتول به دست حجاج ثقفى در سال ٩٥ و از دانشمندان بنام و شاگرد ابن عباس است. براى اطلاع بيشتر، رك. به: طبقات ابن سعد، صفحه ١٧٨، جلد ٦. م.