ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٣٢ - مجلس ششم، درباره رحلت سرور ما محمد مصطفى
على ٧ خواست آن دو را بردارد و كنار برد. پيامبر ٦ به خود آمد و فرمود: اى على! بگذار تا من رايحه آن دو را استشمام كنم و آن دو رايحه مرا و بگذار كه من از ديدار آن دو بهره گيرم و آن دو از ديدار من بهره ببرند. همانا كه به آن دو به زودى پس از من ستم مىشود و با ستم كشته مىشوند و نفرين خداوند بر هر كس كه بر ايشان ستم كند و اين سخن را سه بار تكرار فرمود. آنگاه دست على ٧ را گرفت و آن را كشيد و على را زير جامهيى (ملافهيى) كه بر روى آن حضرت بود وارد كرد و دهان بر دهان على نهاد و مدتى با او همچنان آهسته سخن مىگفت تا جان مقدسش از تن بيرون شد. على ٧ سر از زير آن ملافه بيرون آورد و فرمود: خداوند پاداش شما را در مصيبت از دست دادن پيامبرتان افزون و بزرگ فرمايد و صداى ناله و گريه از حاضران برخاست. به امير المؤمنين على ٧ گفته شد: هنگامى كه سر در زير جامه پيامبر داشتى با تو چه مىفرمود و چه رازى را بيان مىكرد؟ فرمود: هزار باب از علم به من آموخت كه از هر يك هزار باب ديگر گشوده مىشد.[١] عمر رسول خدا ٦ به هنگام رحلت شصت و سه سال و مدت پيامبرى ايشان بيست و سه سال بود، سيزده سال در مكه و ده سال در مدينه. شاعر چنين سروده است: «درود بر آن كس كه چون پيكر پاك و پاكيزهاش در زمين قرار گرفت زمين را مقدس كرد. تا خورشيد مىدرخشد سلام بر پاكان و سلام بر آن گنبد رخشان و درود بر آن آرامگاه باد.» و فاطمه ٧ پس از مرگ پدرش كه درودهاى خدا بر او باد چنين سروده است:
«بر هر كس كه تربت احمد را ببويد، سزاوار است كه ديگر در روزگاران مشك و غاليهيى نبويد. اندوههايى بر من فرو ريخت كه اگر بر روزها فرو ريزد چون شب تيره و تار مىشوند.»[٢]
در وصف پيامبر ٦
روايت است كه مردى به حضور امير المؤمنين على ٧ در حالى كه ايشان در
[١]. اين روايت ابن عباس هم دنبال روايت قبلى در همان صفحات امالى و بحار الانوار آمده است. م.
[٢]. اين دو بيت كه مشهور است از حضرت زهرا سلام الله عليهاست در منابع قبل از روضة الواعظين به چشم بنده نخورد، ولى در منابع بعد در صفحه ٣٤٠ جلد ١ عيون الاثر ابن سيد الناس، درگذشته ٧٣٤ به امير المؤمنين على٧ يا فاطمه زهرا٧ و در صفحه ١٤٨ فصول المهمه ابن صباغ مالكى، درگذشته ٨٥٥ از قول حضرت على نقل شده، كه حضرت زهرا سرودهاند. م.