ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١١٣ - مجلس چهارم، در نبوت
و همانا ابراهيم ٧ را چون قوم در آتش افكندند، خداوند عز و جل آتش را بر او سرد و سلامت فرمود و پيامبر ٦ چون در خيبر فرود آمد، آن زن خيبرى به قصد انتقام خون خويشاوندانش كه كشته شده بودند به پيامبر ٦ زهر داد و خداوند زهر را در درون پيامبر ٦ سرد و سلامت قرار داد تا هنگامى كه رحلت ايشان فرا رسيد، و حال آنكه زهر هم چون آتش مىسوزاند و به آتش مىكشد.
و همانا به موسى ٧ خداوند دوازده چشمه عنايت فرمود و چنين فرموده است كه «با چوبدستى خود به سنگ بزن و از آن سنگ دوازده چشمه جوشيدن گرفت.»[١] و پيامبر ٦ چون در حديبيه فرود آمد و مردم مكه او را محاصره كردند يارانش به حضورش آمدند و از تشنگى شكايت كردند و چنان شد كه تهيگاه اسبها از تشنگى به هم چسبيده بود و چون تذكر دادند، پيامبر ٦ كوزه آبى خواست و دست فرخنده خويش را در آن نهاد و از ميان انگشتانش چشمههاى آب شروع به جوشيدن كرد، آنچنان كه ما همگى سيراب شديم و اسبها همگى سيراب شدند و تمام ظرفها و مشكهاى خود را پر آب كرديم. و باز در حديبيه همراه ايشان بوديم. به چاه خشك بدون آبى برخورديم. پيامبر ٦ تيرى از تيردان خود در آورد و به براء بن عازب مرحمت فرمود و گفت: برو اين تير را در اين چاه خشك بيفكن (بر ته زمين و كف چاه بكار) و براء چنان كرد و خداوند از زير آن تير دوازده چشمه جوشانيد. و آن روز ديگر كه به روز وضو گرفتن مشهور است، مايه عبرت و پند است و براى تكذيبكنندگان نبوت او، معجزهيى است كه همچون معجزه سنگ آب موسى ٧ است. در آن روز پيامبر ٦ ظرف آب وضويى را گرفت و دست خويش در آن نهاد و چندان آب جوشيد و بالا آمد كه هشت هزار مرد وضو گرفتند و همگان آب نوشيدند و چهار پايان خود را سيراب كردند و آنچه آب مىخواستند برداشتند.
و همانا عيسى ٧ به فرمان خداوند مردگان را زنده فرمود و ميان دست محمد ٦ هفت سنگريزه تسبيح گفتند كه آواى آن شنيده شد و حال آنكه جماد و بىجان بودند و اين براى اتمام حجت بود بر پيامبرى آن حضرت و باز چون در طايف فرود آمد و مردمش را محاصره فرمود، آنان هم گوسپند پخته زهر آلودهيى براى ايشان فرستادند و شانه آن گوسپند زبان گشود و گفت: اى رسول خدا! از من مخور كه زهر آلودهام. و همانا عيسى ٧ از گل مجسمه پرندهيى درست كرد و در آن
[١]. بخشى از آيه ١٦٠، سوره هفتم( اعراف). م.