ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٠٢ - مجلس چهارم، در نبوت
متعال به زودى براى من زمين را گشوده مىفرمايد و دين خود را بر همه دينها پيروز مىكند و هم خبر داده است كه تو به جهان ديگر كوچ مىكنى و اكنون همراه من كلمهيى بگو كه سزاوار رضوان و رحمت خداوند گردى. گويد ابو طالب لبهاى خود را تكان داد و با انگشت هم اشاره كرد و پيامبر ٦ خشنود شدند و براى او آمرزش خواهى فرمودند.
شيخ امام اجل ابن الفارسى[١] مىگويد: هر كس بر خلاف اين بگويد ناچار است دليلى براى صدق گفتار خود بياورد و گر نه به گفتارش توجهى نخواهيم كرد[٢] اكنون پس از نوشتن خبر معراج پيامبر ٦ بخشى از معجزات رسول خدا را بيان مىكنيم.
سخن در معراج پيامبر ٦
ابن عباس مىگويد: هنگامى كه پيامبر ٦ به آسمان برده شدند، جبرئيل ايشان را كنار جويى برد كه نامش نور است و اين نور همانى است كه خداوند مىفرمايد: «ظلمات و نور را آفريده است»[٣]. چون كنار اين جوى رسيدند جبرئيل به ايشان گفت: اى محمد! در پناه بركت خدا از اين جوى بگذر كه خداوند چشم و بينش ترا روشن ساخته است و پيش روى تو گسترده است و اين جويى است كه هيچ كس از آن نگذشته است، نه فرشته مقربى و نه پيامبر مرسلى، جز اينكه من هر روز يك بار در اين جوى فرو مىشوم و چون از آن بيرون مىآيم بالهاى خود را تكان مىدهم و از هر قطره آب كه از پرهاى من مىريزد، خداوند فرشته مقربى مىآفريند كه او را بيست هزار چهره و چهل هزار زبان است و هر زبان به كلام و لغتى سخن مىگويد كه زبان ديگر آن را نمىفهمد. پيامبر ٦ از آن جوى گذشت و به حجابها رسيد و شمار حجابها پانصد، و فاصله هر يك از ديگرى پانصد سال بود، باز جبرئيل گفت: اى محمد پيش برو و رسول خدا فرمود: اى جبرئيل! چرا
[١]. قبلا هم گفتم كه اين مرد را نشناختم. آيا احمد بن محمد بن يحيى فارسى است كه تا سال ٣٢٨ زنده بوده است؟ و نام او در مجمع الرجال قهپايى، ص ١٦٨، ج ١، آمده است.
راهنمايى اهل فضل مايه سپاس است. م.
[٢]. در همين كتاب، مجلسى جداگانه در مورد ايمان حضرت ابو طالب و فاطمه بنت اسد است كه پس از طرح شهادت امير المؤمنين٧ آمده است. م.
[٣]. راجع است به آيه اول سوره ششم( انعام).