ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٠١ - مجلس چهارم، در نبوت
سوره أ لم تر كيف (فيل) را نازل فرمود. قريش چون اين سخنان را از پيامبر ٦ شنيدند از خانه ابو طالب بيرون آمدند و گفتند: مىبينى كه محمد ٦ بر كبر و غرور خود افزوده است و يا جادوگر است يا جن زده و پيامبر را تهديد كردند و با يك ديگر نشستند و همپيمان شدند و سوگند خوردند كه اگر ابو طالب بميرد همه قبايل قريش جمع شوند و تا هنگامى كه دستهاى ايشان ياراى گرفتن تازيانه داشته باشد متحد باشند كه محمد ٦ را بكشند. چون اين موضوع به اطلاع ابو طالب رسيد برادران و بستگان خويش و همپيمانان ايشان از قريش را خواست و نسبت به پيامبر به آنان سفارش كرد و گفت: اين برادرزادهام محمد ٦ همان طور كه خودش هم معتقد است، مانند پسر من است و نياكان و دانشمندان ما خبر دادهاند كه محمد ٦ پيامبر امين و راستگوست و سخن بر حق و امانت مىگويد و او را از سوى خداوند، شأن عظيم و مكان رفيع است. اكنون روزگار من سر آمده است و شما بازماندگان نژادهايد. دعوتش را بپذيريد و بر يارى دادنش هماهنگ باشيد و دشمن را از كنارش برانيد كه موجب شرف جاودانه براى شما در همه روزگار خواهد بود و سپس اين ابيات را خواند: «در مورد يارى كردن اين امين كه ديدارش سرا پا خير و نيكى است پس از خودم به على و عموى گراميش عباس سفارش مىكنم، و به حمزه- شيرى كه از حملهاش بيم مىشود- و به جعفر كه در برابر مردم از او دفاع كنند. به تمام بنى هاشم سفارش مىكنم به يارى دادن او و اينكه در قبال جنگ مردم تجربههاى خود را بكار گيرند. مادر من و آنچه زاييده است فداى شما باد و در پيشگاه احمد ٦ به هنگام جنگ و ترس سپر بلا باشيد، با شمشيرهاى سپيد كه كنارههاى آن صيقلى است و در تاريكى شب آنها را همچون چراغ مىبينى و مىپندارى.»[١] چون پيامبر ٦ اين سخنان را از عموى خود شنيد، فرمود: عمو جان! يك كلمه ديگر هم بر زبان آور تا به آن وسيله شفاعت من روز رستاخيز براى تو واجب گردد. ابو طالب گفت: اى برادر زاده! راست مىگويى. همانا كه تو بر حق پيامبرى و پروردگار تو خداى بر حق است. پيامبر فرمود: عمو جان! خداوند به من وعده فرموده است كه قريش به زودى به آنچه كه امروز منكر آن است ايمان خواهد آورد و خداوند
[١]. گفتگوى قريش با يك ديگر و همين ابيات به نقل از مقاتل در صفحه ٦١ جلد اول مناقب ابن شهر آشوب و به نقل از آن در صفحه ٩٠ جلد ٣٥ بحار الانوار، چاپ مكتبة الاسلاميه آمده است. و در آن دو كتاب صحيحتر و با اختلاف لفظى اندكى است. در ترجمه از آنها كه صحيحتر بود، استفاده شد. م.