مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٧
پذیرایی خوب و مفصّلی میکنند. سپس سر و وضع او را نو فرموده و مبلغی پول با مقداری گندم عطا میکنند و درآن زمان این مقدار تفقد، حایز اهمیت بوده است(امیر تیمور کلایی، محمد ابراهیم، ناگفتههایی از دولت دکتر مصدق،ص ٢١٢).
همچنین منوچهر سعید وزیری (سر دبیر اسبق روزنامهی اطلاعات و نمایندهی پیشین ابهر در مجلس شورای ملی) که خود از دانشجویان استاد فروزانفر است، ضمن بیان خاطرات خود از خدمت در بانک کشاورزی درسال ١٣٢٧و رفتنش به " بشرویه "، در بازنویسی خاطرات خود چنین نوشته است:
در تمام تقاضانامههای وامخواهان، آدرس یکسان بود؛
بشرویه! به وسیلهی آقای علی احمدی . . .
طبعاً سؤال کردم که این آدرس"علی احمدی" چگونه است؟ علی احمدی کیست ؟ و. . . مهمتر این بود که نام خود علی احمدی در میان اسامی وامخواهان به چشم نمیخورد !
همگی قدری به من و به یکدیگر نگاه کردند و نمیدانستند که آن، چگونه نشانی و آدرسیست ؟! آنها هم نمیدانستند علی احمدی کیست !
یکباره یکی از آن میان گفت : نکند، آقا شیخ علی باشد ؟ بلی، بلی، آقا شیخ علی باید باشد!
معلوم شد شخصی به نام آقا شیخ علی که مورد مراجعه و محلّ ابراز نیازهای مردم و در واقع مرجع روحانی و مورد اعتماد عامهی شهر بشرویه است، بنا به تقاضای وامخواهان که احتیاج به کمک بانک کشاورزی برای تعمیر قنوات و عمران اراضی سیلزده و نوسازی خانههای ویران شدهشان داشتهاند، درخواستها و تقاضانامههای مردم مستمند شهر را نوشته و به وسیلهی بخشداری محل به بانک کشاورزی تربت حیدریه فرستاده است. و چون آدرس پُستی افراد هم مشخص نبوده است، بخشدار بشرویه و یا بانک کشاورزی تربت حیدریه، آدرس همگی را به نام " به وسیلهی علی احمدی " ثبت کردهاند!
من از کاروانسرا دار (که حالا دیگر همکار بانکی من به حساب میآمد) خواستم که مرا به خانهی آقا شیخ علی برساند . . . از دو سه کوچهی باریک و پیچ در پیچ گذشتیم، به یک چهارراه به طول و عرض پنج متر رسیدیم که گویا آنجا میدان بشرویه نامیده میشد، به دست چپ که پیچیدیم، درب چوبی قدیمی که فریاد میزد بیش از هفتاد سال عمر