مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٦
قدر مسلّم آن است که همه قبیله فروزانفر عالمان دین بودند. همه آنان که در سال های ٣٤-٣٥ به نحوی رابطه اعم از شاگردی و دوستی با او داشتهاند؛ گمان می کنم مرحوم آقای حاج شیخ علی احمدی را که در آن دو سال در طهران می زیستند دیده باشند که ایشان چه مرد محتشم، موقّر، خوش سیمای میانه بالائی که اندکی هم تنومند می نمود و همواره تبسمی شیرین بر لب داشت، بود و در لباس روحانیت با عمامه نه چندان بزرگ و نه چندان کوچک، چه خوش هیکل و با متانت و وقار جلوه می کرد، آن مرحوم در اواسط سال ١٣٣٥ در تهران بسرای باقی شتافت و مجلس ترحیم او در مدرسه سپهسالار با شُکوهِ بسیار برگزار شد.
سوای مرحوم حاج شیخ محمد حسن ناصر قُدسی که در زمان حیات پدر از دنیا رفت، هفت فرزند دیگر مرحوم آقای حاج شیخ علی پس از آن مرحوم برحمت الهی واصل شدهاند( نک: احمد، مهدوی دامغانی،کلک، استادبی نظیری که هنوزآسمان دانشگاه تهران . . . ، ش ٧٣و٧٤و٧٥، ص٢٣٢ ).
نخستین منبع مکتوبی که نام پدر استاد فروزانفر را در بردارد، شرح حالیست که محمد اسحاق هندی در "سخنوران نامی ایران" درسال ١٣٠٩ از استاد فروزانفر نوشته است و در آن میگوید: آقای بدیع الزمان خراسانی پسر آقا شیخ علی بشرویه در حدود (سنهی ١٣١٨ ق - ١٢٨٠ ش) در بشرویه متولد شده(اسحاق، محمد، سخنوران نامی ایران، ص ١٦).
محمد ابراهیم امیر تیمورکلایی که به عنوان مخبر کمیسیون دارایی مجلس درسال ١٣٢٨ با قرارداد گس گلشاییان مخالفت کرد و سپس وزیر کشور و وزیر کار دولت دکتر محمد مصدق شد، در خاطرات خود نوشته است: دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٣٠. . . از منزل آقای شجیعی به دیدن آقای شیخ علی پدر بدیع الزمان رفتم. مشارالیه قریب صد سال دارد. ماشاءالله، حال و بنیهاش با جوانها فرقی ندارد. بسیار آخوند زرنگ و زندهدلیست .
یک وقتی نقل میکرد : در بچگی در مشهد درس میخوانده، طلبه بوده است و بسیار هم بیچیز بوده است. یک روز زمستانی سرد در ته خیابان مشهد از کنار نهر عبور میکرده، غفلتاً در آب افتاده و وضع بسیار بدی پیدا میکند. اتفاقاً در همان ساعت، از آنجا، مرحوم سردار پدرم عبور میکرده است. مشاهدهی افتادن او به آب، ایشان را متأثر میکند، امر میدهد فوری آدمها او را از آب نجات داده، منزل میبرند. چند روز او را نگه میدارند،