مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٦
بنابراین از تلفیق نظر لغت نامه نویسان و اهالی بومی به خوبی استنباط میشود که هر دو از نظر معنا و مفهوم با یکدیگر مشترک و صرفاً از جهت لفظ با یکدیگر اختلاف دارند.
لذا دور از ذهن نیست که فرض کنیم ابتدا کلمه بشرویه با فتح باء و سکون شین استعمال میشده و بعداً به مرور زمان به صورت امروزی درآمده است.[١]
بشرویه در سفرنامهها
بیگمان قدیمیترین سند تاریخی در مورد منطقه بشرویه اشاره هایی است که مقدسی در ذیل توضیح سرزمین قهستان آورده است : . . . قصبهی آن قاین و شهرهایش تون، جنابد، طبس عناب، طبس خرما، رقه، خور، خوشت و کری میباشند.
هرچند که در پاورقی همین صفحه، مصحّح کتاب مینویسد :
معرفی قوهستان که معرّب کوهستان است، در معجم البلدان از همین کتاب مقدسی نقل شده، ولی به جای چهار نام رقه، خور، خوست و کری، واژه « طریثیت » آمده است که معرّب ترشیز میباشد.[٢]
ناصرخسرو در مسیر بازگشت خود از مکّه در مسیر طبس به تون از رقّه عبور میکند و درباره آن مینویسد :
چون از طبس دوازده فرسنگ بیامدیم، قصبهای بود که آن را رقّه میگویند. آبهای روان داشت و زرع و باغ و درخت، بارو و مسجد آدینه؛ و دیهها
[١]. پناهی، غلامرضا، جغرافیایی تاریخی بشرویه، « پایان نامه »، ص ٧.
[٢]. مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص ٤٣٧.