مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٠٨
سعید نفیسی مقدمه الوجیزه را مینوشت) بسیاری از آنها در دست مردم میگردید و خرید و فروش میشد.[١]
عزالدین حسین از قزوین- حتماً به امر شاه طهماسب- با همان سمت شیخ الاسلام به مشهد رفت (یعنی در سال ٩٧٠ ق) و مدّتی شاید حدود دو یا سه سال در آن جا بود و سپس به دستور شاه برای هدایت مردم و تعلیم عقاید شیعه به هرات رفت(احتمالاً در٩٧٣).
شاه، سه قریه از روستاهای اطراف هرات را به اقطاع به او داد و از وزیر خراسان خواست که محمد خدابنده فرزند شاه را در هر روز جمعه نزد شیخ عزالدین به مسجد جامع بفرستد تا از او فقه و حدیث بیاموزد.[٢]
شیخ عزالدین هشت سال در هرات ماند (یعنی ظاهراً تا سال ٩٨١ ق) و در این مدت شیخ بهائی در قزوین بود و ظاهراً درسال ٩٨١ عزالدین به قزوین بازگشت و از شاه طهماسب اجازه خواست که همراه پسرش شیخ بهائی به زیارت حج برود، ولی شاه فقط به خود او اجازه داد و امر کرد که شیخ بهائی، که در این موقع ٢٨ سال داشت، به جای پدر، شیخ الاسلام هرات گردد و تدریس و افاضه را در آن جا ادامه دهد.[٣]
شیخ عزالدین پس از زیارت حج به بحرین رفت و در آنجا ماندگار شد و به ترویج مذهب شیعه پرداخت تا آنکه درسال ٩٨٤ به رحمت خدا رفت.[٤]
[١]. نفیسی، سعید، مقدمه الوجیزه در شرح حال شیخ بهایی.
[٢]. خوانساری، همان، ج٢، ص٣٣٢.
[٣]. همان.
[٤]. همان.