مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٠٧
عزالدین حسین و خانوادهاش سه سال در اصفهان ماندند(یعنی تا سال ٩٦٣) و سپس بنا به توصیه شیخ منشار، شیخ الاسلام اصفهان، شاه طهماسب از او خواست که به دربار به قزوین برود و چون به آنجا رفت، شاه او را منصب شیخ الاسلامی داد و در این موقع شیخ بهائی ده ساله بود و احتمال دارد که شیخ بهائی در اصفهان مانده باشد و به قزوین نرفته باشد و در این صورت شاید نزد شیخ منشار درس خوانده است، گرچه نام او در جزو اساتید شیخ بهائی ذکر نشده است.[١]
عزالدین حسین هفت سال شیخ الاسلام قزوین بود و در آنجا نماز جمعه را که واجب میدانست اقامه میکرد یعنی تا سال ٩٧٠ ق.
احتمال دارد که در همین موقع یعنی هنگامی که شیخ بهائی ١٦ یا ١٧ سال داشته است وی با تنها فرزند شیخ منشار که دختر خانم، فاضلهای بوده است ازدواج کرده باشد.
این ازدواج برای شیخ ثمره خوبی داشت، زیرا که بعد از فوت شیخ منشار تمام کتابهای او به تنها فرزندش یعنی همسر شیخ بهائی به ارث رسید و طبعاً شیخ از آنها بهرهمند میشد.
بعداً شیخ تمام این کتابها را به انضمام کتابهای دیگری که خود فراهم کرده بود یک جا وقف کرد.
اما به نوشته سعید نفیسی این کتابها بعد از فوت شیخ بهائی متفرق شد و هر چند تایی از آنها به دست کسی افتاد و هنوز (یعنی در سال ١٣١٦ که
[١]. همان، ج٧، ص ٥٤.