مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٩
بزرگ و برادرش ملااحمد، تمام اهالی آن صالح و متقی، عابد و پرهیزکار بودند.[١]
همچنین فرزند بزرگ محدث قمی گوید :
فراموش نمیکنم زمانی که در نجف اشرف بودیم یک روز صبح پدرم در حدود سال ١٣٥٧ق، دو سال قبل از وفاتشان، از خواب برخاستند و گفتند: امروز چشمم به شدت درد میکند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم و بسیار ناراحت به نظر میرسیدند. تقریباً زبان حالشان این بود که شاید خاند ان پیامبر- صلی الله علیه و آله وسلم- مرا از خود طرد کرده باشند . . .
آقای محدّث زاده میافزاید : من مشغول تحصیل بودم، رفتم به مدرسه و ظهر که به خانه برگشتم دیدم ایشان مشغول نوشتن هستند، عرض کردم چشمتان بهتر شد؟ فرمودند: درد به کلی مرتفع گردید. سؤال کردم چگونه معالجه کردید ؟! پاسخ دادند که: وضو گفتم و مقابل قبله نشستم و کتاب "کافی" خطی را که به خط فقیه مشهور ملا عبدالله تونی( بشروی ) صاحب کتاب وافیه بود، به چشم کشیدم، درد چشم بر طرف شد.
و تا پایان عمر دیگر به درد چشم مبتلا نگردیدند.[٢]
آری کتاب کافی مرحوم کلینی به دست خط مرحوم ملا عبدالله از کتبی بود که مرحوم محدّث قمی به آن خیلی علاقه داشت.
[١]. افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ج٣، ص ٢٣٧.
[٢]. اسدی مقدم، حسین، مفاخر بشرویه، ص١٠، به نقل از شیخ عباس قمی، مرد تقوا و فضیلت، ص ١٨٥.