مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٧
و مزارع تمام دارد. نهم ربیع الآخر از رقّه برفتیم و دوازدهم ماه به شهر تون رسیدیم. میان رقه و تون بیست فرسنگ است.[١]
یکی از محققین در پایان نامهی خود مطلبی با استناد به نشریه شماره یک تحقیقاتی دانشکده هنرهای زیبا در مورد تاریخچه بشرویه، برگرفته از سفرنامه ناصرخسرو دارد، آورده است : . . . قدیمیترین اطلاعاتی که دربارهی بشرویه در دست میباشد، مربوط به قرن پنجم قمری است. ناصر خسرو در سفرنامهی خود از آن نام برده و مینویسد :
زمینی به نام بُش بوده که شهر در آن بنا شده است. در آن زمان این شهر به نام میدان گله حوض نامیده میشد و در محلّی مرتفع قرار داشته است. ظاهراً مردم در دهات دامنه کوه زندگی میکردند و مرکز جمعیت دهی به نام رقه بوده.[٢]
مارسل بریون درکتاب معروف خود " منم تیمور جهانگشا "، به نقل از امیر تیمور گورکانی و قبل از سفر او به بشرویه مینویسد :
بعد از نیشابور در خراسان شهرهای بزرگ دیگر وجود داشت مثل سبزوار و بشرویه،که اوّلی در شمال خراسان بود و دیگری در نیمروز. نسبت به بشرویه توجّه نداشتم مگر به مناسبت اینکه میگفتند تمام سکنه آن شهر واقع در نیمروز خراسان دانشمند هستند و در آن شهر کسی نیست که از علوم برخوردار نباشد، ولی با این که همه دانشمند میباشند، برای تأمین معاش زحمت میکشند. شنیده بودم خارکنان بشرویه که از صحرا خار جمعآوری
[١]. ناصر خسرو، سفرنامه، ص ١٢٠.
[٢]. پناهی، غلامرضا، جغرافیای تاریخی بشرویه، ص ١٦٥.