مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٥
وجه تسمیه بشرویه
کلمه بشرویه از دو جزء " بُش" و "رویه" تشکیل شده است. واژه بُش در فرهنگهای لغت فارسی به صورتهای مختلفی معنی شده است. در لغت نامه دهخدا این کلمه به معنی کاکل آدمی،[١] و در فرهنگ زبان فارسی به معنای کاکل، یال و گردن آمده است.
واژه بُش را برخی از مواقع به صورت بَش نیز ضبط کردهاند که معنای آن در فرهنگ معاصر فارسی به صورت بند فلزی که به چیزی مانند صندوق میزدند آمده است.
همین واژه در لغت نامه دهخدا به صورت بشاش، گشاده روی و خوش و بش کردن معنا شده است.
هم اکنون لفظ بُشرویه در بین مردم مرسوم است و بسیاری بر آن اعتقادند که علّت این نامگذاری آن است که اینجا محل رویش گیاه بُش بوده است. این گیاه به بوتهای خودرو از تیره گیاهان کم آب کویری و بیابانی اطلاق میشود که هم اکنون نیز در این منطقه میروید و تلفّظ نام آن نیز بدین صورت است.
ایرادی که بر این نظر وارد میشود آن است که با این مفهوم لفظ بُش به ضم باء به معنی بوته و گیاه به کار نرفته، بلکه آنچه با این معنا آمده؛ بَش به فتح باء و سکون شین است که به زراعت دیمی و اصلاً گیاه دیم اطلاق میشود. خصوصیتی که به مقدار زیاد با ویژگیهای گیاه «درمنه» محلی سازگار است.
[١]. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج٤، ذیل بش، ص ٤٨١٠.