مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٥٨
بودند، ملاحظه نمودم و سراسر زمین مذکور را خارهای بیابان پوشانیده بود، در این وادی خاموشان کسانی آرمیده بودند که یکی از آنها علّامه عالی قدر فاضل تونی (ملا عبدالله بشروی) بود.
هر جا شدم نشانی زان بینشان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
در این وادی فراموش شده و راه متروکه زوّار، کناره آن پل قدیمی که همچنان استوار و محکم باقی مانده و زمانی تنها راه عبور هزاران کاروان زائر ایرانی و قفقاز و افغانستان و آسیای مرکزی را به عتبات عالیات متصل مینمود، اینک همه در خاموشی و سکوت قرون فرو رفته بودند. گویی در بین به ظاهر خفتگان بیدارانی نیز بودند و یا هستند که ما از آنها بیخبریم.
در آخرین ساعات روز که آفتاب رو به زوال میرفت به ناگاه، سنگی نبشته شده نظرم را به خود جلب نمود.
آری سنگ کوچکی به پهنه گیتی تکیه داده بود و عرصه آسمان معانی را نظارهگر بود و به روی آن، خاموشی دیگر از جهان معنی، که گویی حکاک روزگار عشق است، این جمله صادقانه را حک نموده بود :
" بسم الله الرحمن الرحیم هذا قبر العبد الله محمد بن علی بن . . . رحمه الله".
بنابراین، نتایج تحقیقات خود را اولاً خدمت امام جمعه محترم وقت (آیت الله زرندی)، ثانیاً مرکز میراث فرهنگی اطلاع دادم.
اما کار اصلی هنوز آغاز نشده بود و آن یافتنِ اصل مزار این عارف بزرگ و فقیه بزرگوار اسلامی بود.
امام جمعه محترم نیز به محض شنیدن پیدا شدن سنگ مزار، به آن خاموش کده علم و عرفان حضور پیدا کرد و با شور زایدالوصفی به سنگ مزار نظارهگر