مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٠
شیخ بهایی گفت: ای شاه! این طور نیست، بلکه خستگیای که بر صورت اسب ظاهر شده به خاطر ناتوانی آن از حمل کردن کسی است که کوه های پابرجا، با وجود صلابتشان از حمل او عاجز و ناتوانند.[١]
ج) استاد کامل: میرداماد استادی کامل به تمام معنا و هدف او از تعلیم و تعلّم حکمت، تنها انتقال مفاهیم و اصطلاحات نبود. وی از آموختن حکمت کمال روحی و سیر به مقامات بالای معنوی را منظور داشت و همین امر در نحوه تعلیم و رفتار با شاگردانش تأثیر گذاشته بود.
به همین سبب قبل از آن که طلبهای را در محضر درس خود بپذیرد با او گفتگو میکرد. چیزهایی از او میپرسید و او را میآزمود، این مطلب مغایر با روش تدریس اساتید آن عصر بود، چون استادان، محصلی را که برای درس خواندن آماده شده بود نمیآزمودند، بلکه ضمن درس به میزان معلوماتش پی میبردند و اگر میفهمیدند که معلومات او آن قدر نیست که از درس آنها استفاده کند، او را نزد استاد دیگری که مقدمات را تدریس میکرد میفرستادند.[٢]در این باره ؛ ماجرای اولین جلسه شرکت ملاصدرا، شاگرد برجسته میرداماد، در درس وی، ماجرایی الهام بخش و آموزنده است :
آن روز ملاصدرا، که جوانی بیش نبود، هنگام عصر که موقع تدریس میرداماد بود، در مدرسه حاضر شد، سپس نزدیک استاد شد. سلام گفت و خود را معرفی کرد و از استاد خواست که وی را در محضر درس خویش بپذیرد و از علوم برخوردار کند. میرداماد در آن موقع مردی جوان بود و هر کس او را
[١]. همان، ص ٦٣ ؛ قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویه، ص ٤٢٣.
[٢]. ملا صدرا ، ص ٤٣.