مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢٨
بود. به قرآن علاقهای عمیق داشت. گویند بسیار قرآن میخواند، به طوری که در هر شب نیمی از قرآن را تلاوت میکرد.
میرداماد زاهدی به تمام معنا بود، میگویند بیست سال از وی کار مباح سر نزد. به این معنا که هیچ یک از امور جایز را به جا نمیآورد، مگر آن که به حد ضرورت و وجوب میرسید.[١]
آن اندازه میخوابید که برای پرداختن به کارهایش تجدید قوا کرده باشد و در پی استراحت بر نمیآمد، مگر آن که دیگر قادر به فعالیتهای دیگرش نباشد. غذا به گونه و اندازهای میخورد که توان تحقیق و کارهای دیگرش را داشته باشد و جز به این خاطر، به خوراک رو نمیآورد. این امر در تمام افعال و اعمال و حرکات وی جاری و حاکم بود.
ب) نفی حسادت: یکی از مطالبی که از سجایای اخلاقی میرداماد حکایت میکند رابطه دوستانه او با فقیه و عالم برجسته معاصر خود شیخ بهایی است. میرداماد و شیخ بهایی دوستان نزدیک و صمیمی بودهاند و دوستی بین این دو عالم بلند مرتبه معاصر به گونهای بوده که در میان علمای هم عصر، کمتر دیده شده است.با وجود مقام بالای علمی آن دو بزرگوار و موقعیت و منزلت آنان نزد شاه عباس، در این دوستی صمیمانه خللی پدید نیامد.
در زندگی عالمی برجسته که دارای موقعیّت اجتماعی والاست، این امتحان بزرگی است که در مقابل عالم همتای عصر خویش چگونه عمل خواهد کرد. امتحانی که حکیم وارسته(میرداماد) نزد خداوند سربلند و موفق از آن بیرون آمد.
[١]. خوانساری، روضات الجنات، ج٢، ص٦٦.