مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢١
مشاء در حوزه اصفهان شد و به سبب نزدیکی پدرش به دربار شاه عباس، وی نیز با شاه مراوده و دوستی نزدیک داشت.
او سفرهای متعدد به هندوستان کرد، و با نظریات حکمای هند آشنا بود و در آنجا نیز نزد از احترام اُمرا برخوردار بود. میرفندرسکی علاوه بر آن که زبان های عربی و فارسی را بخوبی می دانست، بر زبان پهلوی و سانسکریت احاطه داشت[١].
نظرات فلسفی میرفندسکی بر حول فلسفه مشّاء دور میزده و وی را باید فیلسوفی « مشّائی » دانست. زندگی او یکسره با بیاعتنایی به دنیا میگذشته است.
از تألیفات او می توان به کتب : شرح مهاراه،رساله صناعیه، مقوله الحرکه، تاریخ صفویه و . . . اشاره نمود.
وی نُه سال پس از وفات میرداماد، در سال ١٠٥٠ ق از دنیا رفت.
جایگاه علمی میرداماد
میرداماد در مباحث مختلف فقه و اصول فقه صاحب نظر بوده و آراء مستقلی داشته است.
آثار فراوان او در زمینه فقه، تعلیقات او بر کتب چهارگانه روایی، تعلیقاتش بر کتب رجال، و تفاسیر مختلف او بر قرآن بخوبی نشان دهنده این بُعد از شخصیّت علمی اوست.
لیکن آنچه در شخصیت علمی او غلبه تام دارد، تبحر وی در حکمت و فلسفه است، به طوری که برخی او را «ثالث المعلّمین» خواندهاند.
[١]. ملا صدرا ، ص٥٨.