مقدس اردبيلي دوم در ديار کرمانشاهان؛ زندگاني فاضل توني - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١٧
البته بنابر آنچه قطب الدین لاهیجی، شاگرد میرداماد درباره استاد خود گفته است: میرداماد برخی از کتب را خود مطالعه میکرده و با نیروی فهم خویش فرا میگرفته است.[١]
به همین جهت باید گفت آنچه میرداماد را حکیمی صاحب نظر و بلند مرتبه گردانیده، همانا سعی فکری او و نبوغ وی بوده است. نبوغی که او را در فهم و تحلیل مباحث دقیق و پیچیده فلسفی که به ذهنی دقیق و نقّاد نیاز دارد مدد رسانیده است.
از آنجا که ولیعهد(محمد خدابنده) در سال ٩٨٠ ق هرات را ترک کرد و در شیراز اقامت گزید، میرداماد در پایان اقامت خدابنده در هرات بیش از بیست سال نداشته است. با تعبیری از کتاب عالم آرای عباسی چنین برمیآید که وی دارای نبوغ و استعداد فراوان بوده است. در عالم آرای عباسی آمده است:
میرداماد در زمان نواب اسکندر شأن (محمد خدابنده) به اردوی معلّی (هرات) آمده به صحبت علما و افاضل درگاه معّلی مشرّف گشته، مدتی با امیر فخرالدین سمّاک استرآبادی و سایر دانشمندان مباحثات نمود و در علوم معقول و منقول سرآمد روزگار خود گشت.[٢]
دوران تحصیل میرداماد در هرات دوران تحصیلات عالی و دوران غنای علمی وی بود، در پایان این دوره بود که به عنوان عالمی برجسته شناخته شد و از علمای سرآمد در علوم معقول و منقول گشت.
گفتیم که فقیه گرانقدر شیخ عزّالدین حسین بن عبدالصمد عاملی، استاد میرداماد در سال ٩٨٠ ق هرات را ترک کرد و به قزوین بازگشت. در همین
[١]. نوری، میرزا حسن، مستدرک الوسائل، ج٣، ص٤٢٥.
[٢]. منشی، همان.