درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٨ - الحديث الثالث
زمان داشته كه در خصوص زمان مخصوص بوجود آمده است پس از اينكه در زمانهاى گذشته موجود نبوده است كان براى زمينه سازى است و جمله (لم يزل حيا) آن را تفسير نموده است يعنى در حالى كه وجود و حيات او أزلى و ذاتى و غير زائد خواهد بود.
قوله (ع): و لم يكن له كان و لا كان لكونه كون كيف و لا كان له اين:
و نيز امام فرمود هم چنين براى ساحت كبريائى نميتوان وجود و كونى بطور عاريتى تصور نمود هم چنين لا كان و فناء وجود عاريتى براى او تصور نميرود زيرا اين گونه وجود عاريتى است براى او تصور نميرود هم چنين عدم وجود عاريتى بلكه ساحت آفريدگار منزه است از وجود عاريتى از غير و هم چنين از ضد آن زيرا هر دو نقص است و ساحت كبريائى منزه از نقص و وجود امكانى است باينكه كون وجود او زايد بر ذات قدس او بوده باشد بلكه وجود او بسيط حقيقى و ذاتى و ازلى و زايد بر ذات كبريائى نخواهد بود مانند كون و وجود بشر كه براى او كون و وجود عاريتى است و هم چنين پس از زندگى محكوم به عدم و فناء خواهد بود.
بلكه ساحت كبريائى وجود او سنخ ديگر كه عين ذات و قائم بذات و ازلى و ابدى است حقيقت وجودى است كه در او شائبه امكان نيست و نيز صرف وجود است كه از حد و نهايت و نقص منزه است و مانند كون و وجود بشر نيست كه زايد بر ذات بشر و عاريتى باشد كه اختصاص بپارهاى از زمانها خواهد داشت.
و مفاد لكونه كون كيف بيان آنست كه وجود آن وجود زايد بر ذات و از كيفيات و چگونگى است مانند عرض استقلال ندارد.
قوله (ع): و لا كان له اين و لا كان في شىء و لا كان على شىء:
امام (ع) فرمود ساحت كبريائى منزه است از اينكه براى او اين و مكانى باشد كه در آن متحيز شود و آن مكان را فرا بگيرد و يا مورد احاطه مكان قرار بگيرد