درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٤ - الحديث الثانى
و مكان كه از جمله افعال كبريائى است نياز بمكان نداشت و گر نه تسلسل لازم مىآمد.
بعبارت ديگر مفاد اين الاين آنست كه اين و مكان را از لا مكان آفريد زيرا ماهيت اين و مكان مفهوم است قابل جعل و ايجاد نخواهد بود نه بجعل بسيط و نه بجعل مركب زيرا مفهوم و ماهيت امر فرضى است قابل جعل نيست بلكه جعل آن بايجاد مكان در خارج است در نتيجه مفهوم صادق بر امر خارجى است بلكه آنچه مجعول بالذات است همانا وجود است كه حد آن مكان است تحقق مىپذيرد و اين و مكان در ظرف خارج صورت مىگيرد و اين ماهيت و مفهوم بر امر خارجى صادق نخواهد بود.
و مفاد بلا اين آنست كه از كتم عدم پديد آورده بدون اينكه نياز بشرط و مكان داشته باشد هم چنان كه همه افعال ساحت كبريائى بىنياز از شرط است و گر نه تسلسل لازم مىآيد.
قوله (ع): و كان اعتماده على قدرته:
ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود حقيقى بحت و بسيط است بىنياز از مكان و تمكن و تحيز و يا اعتماد بر موجودى است زيرا اعتماد بغير، از ضعف و نقصان وجودى است همچنان كه اجسام از نظر ماديت كه دارند نياز به تحيز و مكان هستند كه در آن اعتماد و تحيز داشته باشد و ساحت كبريائى همه مخلوقات و موجودات باو تكيه زده و قائم باويند و آنچه دارند از ساحت آفريدگار بهر يك ارزانى شده است و ساحت آفريدگار بقدرت نامتناهى خود كه عين ذات او است قائم و ثابت و ازلى است
قوله (ع): فقام اليه الرجل فقبل رأسه و قال اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه و ان عليا وصى رسول اللَّه و القيم بعده بما قام به رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و انكم الائمة الصادقون و انك الخلف من بعدهم:
پس از شنيدن سخنان گهربار امام، برخاسته سر مبارك او را بوسه زد و اعلام